سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

(طنز) حمله عشقی به یک سفارت خانه دیگر!

گاهی پیش میاد که یه عده پا میشن میرن شب نشین سفارت یه کشوری و چون خیلی صمیمی هستن، زنگ نمیزنن صاحب سفارت توی زحمت بیفته! خودشون از روی دیوار و درش میرن بالا! یه عده دیگه شب نمیرن، طرف های ظهر و عصر میرن که اونام چون کلید ندارن برن تو، از دیوار می پرن داخل و خیلی اتفاقی دستشون میخوره یه سری از اموال اون سفارت خونه هم میشکنه و خرد و خمیر میشه! یه سری دیگه اما دیگه واقعا دلی دلی این کار رو می کنن! یعنی پا میشن میرن پاشنه در یه سفارت خونه رو از جا در میارن که چی؟ زودباشین در رو باز کنید ما میخوایم با دخترای شما ازدواج کنیم!

(طنز) حمله عشقی به یک سفارت خانه دیگر!

 

 m.najafzadeh2016@gmail.com

محدثه نجف زاده در روزنامه 19 دی نوشت:

 

 

تجربه نشون داده که یکی از مهمترین مراکزی که برخی هموطنان ما بهشون علاقه دارن و هراز چندگاهی محل حضورجمعی و دلی و قلبی اون ها میشه ، جان؟ مراکز خرید؟ نه اونا که فقط اواخر اسفند شلوغه! مراکز دانشگاهی؟ نه نه اشتباه نکن، مراکز دانشگاهی دیگه از مُد افتاده! مراکز تفریحی؟ نه اینم درست نیست، مردم بیشتر از اینکه به مراکز تفریحی علاقه داشته باشن، به مسیرهای رسیدن به مراکز تفریحی علاقه دارن! یعنی به این شکل که طرف کل دوروز آخر هر هفته رو حاضرمیشه توی جاده هراز وسط ترافیک رفت و برگشت بمونه ولی تو همون شهر خودش نره یه پارکی چیزی اونجا تفریح کنه! مراکز فرهنگی؟ شوخی می کنی؟ مراکز کتاب فروشی؟ دیگه مطمئنم داری سر به سرم میذاری! نخیر! هیچ کدوم از این ها نیست، برخی از هموطنان ما علاقه وافر و خاصی به مراکز دیپلماتیک که مصادیقش میشه سفارت خونه ها دارن!

گاهی پیش میاد که یه عده پا میشن میرن شب نشین سفارت یه کشوری و چون خیلی صمیمی هستن، زنگ نمیزنن صاحب سفارت توی زحمت بیفته! خودشون از روی دیوار و درش میرن بالا! یه عده دیگه شب نمیرن، طرف های ظهر و عصر میرن که اونام چون کلید ندارن برن تو، از دیوار می پرن داخل و خیلی اتفاقی دستشون میخوره یه سری از اموال اون سفارت خونه هم میشکنه و خرد و خمیر میشه!

 یه سری دیگه اما دیگه واقعا دلی دلی این کار رو می کنن! یعنی پا میشن میرن پاشنه در یه سفارت خونه رو از جا در میارن که چی؟ زودباشین در رو باز کنید ما میخوایم با دخترای شما ازدواج کنیم! هی صاحب سفارت میگه « دخترام قصد ازدواج ندارن! دارن ادامه تحصیل میدن، میخوان پله های ترقی رو پشت سر بذارن»، این عاشق های دل خسته گوششون بدهکار نیست و لج می کنن که « نخیرم! این اصلا منصفانه نیست! ما از بچگی عاشق دخترای شما بودیم و نجابت کردیم تا امروز هیچی نگفتیم! خواهش می کنم در رو باز کنید فقط یه صحبت کوچیک داشته باشیم!»، و صاحب سفارت جواب میده « شما اگه انقدر به فکر ازدواجین چرا از مملکت خودتون دختر نمیستونید؟»

و عاشق های دل خسته جواب میدن « چرا متوجه نمیشین؟ دخترای اینجا جای خواهری روی سر ما جا دارن! منتهی همونطور که هممون تاکید کردیم ما از بچگی عاشق دخترای شما بودیم، اصلا از بچگی تو خواب و خیال میدیدیم که با اسب سفید اومدیم پیش همین درب و داریم گل میدیم و گل میشنُفیم! ما هرگز نمیتونیم ااین عشق های اسطوره ای رو از ذهنمون بیرون کنیم!»

صاحب سفارت خونه که دیگه خونش به جوش اومده میگه « میرین یا زنگ بزنم پلیس 110؟ میرین یا بدم...»

و عاشق های دل خسته با شهامت جواب میدن « اگه نمیدونی برو از آقای لاوروف بپرس! هیچ وقت تلاش نکن یه ایرانی رو تهدید کنی!»

خلاصه این بحث تا ساعت 3 پس از نیمه شب ادامه داره و نهایتا وقتی عاشق های دل خسته که خیلی خسته شده بودن، همونجا روی آسفالت به خواب رفتن، صاحب سفارت خونه اومد بیرون و این کاغذ رو روی درب می چسبونه و زود میپره داخل سفارت خونه: « خبر در خصوص ویزای ازدواج و درخواست تابعیت روسیه صحت ندارد».

 

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٢-٠١-١٣٩۵, ١١:٢٧

   

پر مبحث ترین ها