سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

زندگي وقتي بوي لباس‌هاي كهنه مي‌دهد

هر پنج شنبه دراينجا اين بساط پهن است و زن و مردان بسياري از ساعات اوليه صبح پنجشنبه به اين مكان مراجعه كرده و درميان انبوه لباسهايي كه توسط يكي از افراد جمع ودراين محل ريخته ميشودبه دنبال لباس مناسبي براي خود هستند.
در فاصله‌اي صدمتري از حرم حضرت معصومه(س) و در چندقدمي يكي از مكانها ي خريد گرانقيمت شهر تلي از لباسهاي كهنه و نيم دار بر روي هم انباشته شده است تعدادي از زنان درحال زيروروكردن لباسهايي هستند كه برروي زيراندازي آبي رنگ دريكي كوچه ها منتهي به خيابان مركزي شهر ريخته شده لباسهايي كه ديگر حتي دست دوم و سوم نيز نيستند و شايد حتي نام لباس كهنه را نتوان برآنها گذاشت.
برخي از اين لباسها به قدري كهنه و حتي داراي وصله است كه اين تصور درذهن انسان شكل ميگيرد كه نيازمندي ديگر پس از سالها استفاده ازآن،اينها را به ديگري بخشيده تا دراختيار نيازمندي ديگر قرار گيرد.
هر پنج شنبه دراينجا اين بساط پهن است و زن و مردان بسياري از ساعات اوليه صبح پنجشنبه به اين مكان مراجعه كرده و درميان انبوه لباسهايي كه توسط يكي از افراد جمع ودراين محل ريخته ميشودبه دنبال لباس مناسبي براي خود هستند.
در اين ميان زن جواني توجهم را جلب ميكند كه با سكوتي معني دار دركنار لباسها نشسته است و آنها را زير رو مي كند درچشمانش خستگي فرواني از سالهاي زندگي نمايان است به او نزديك ميشوم اما نميدانم چگونه صحبتم را با او آغاز كنم.
پس از چند دقيقه ايستادن دركنارش مي پرسم اين لباسها خيلي كهنه است و معلوم نيست برتن چه كساني بوده است؟ و او انگارمنتظر اين حرف من باشد ميگويد چاره اي نيست خريد يك لباس براي فرزندم 8 الي 10 هزارتومان هزينه دارد وقتي درتوانم نيست مجبورم از اين لباسها استفاده كنم.
با خودم مي انديشم اين زن شايد سالها ست كه براي خريد لباس به بازار نرفته است وگرنه ميدانست كه خريد لباسي مناسب براي فرزندش بيشتر از اينها قيمت دارد.
ميگويم اگر اين لباسها آلوده باشد بايد چندين برابر اين قيمت را خرج دوا و دكتر فرزندت كني.اما دوبا ره با خود مي انديشم كه اين افراد هنگاميكه بيماري توان آنها را نگيرد به پزشك مراجعه نخواهند كرد.
وي ادامه ميدهد چاره اي نيست يكي از دستان همسرم قطع شده و توانايي كاركردن ندارد و من هم 7 فرزند دارم كه بايد به شكلي تن آنها را درسرما و گرما حفظ كنم.لباسها را به خانه مي برم و پس از شستن ازآنها استفاده ميكنم. با اين سخن او ديگر من حرف و يا سوالي براي پرسيدن ندارم.
از وي جدا شده و به سمت ديگر مي روم پارچه نوشته اي كه دراين مكان نصب شده نظرم را جلب ميكند برروي آن نوشته شده { از اقلام موجوددو گروه ميتوانند ببرند 1- طلاب بزگواري كه نيازمندي را ميشناسند2-نيازمند شريفي كه خود استفاده ميكنند} به واژه نيازمند شريفي كه درپارچه نوشته آمده فكر ميكنم: با بساطي كه دراينجا پهن شده است و عبورعابراني كه برخي از آنها دقايقي را تامل كرده و به اين افراد نگاه ميكنند نميدانم آيا واژه نيارمند شريف ديگر معنايي پيدا ميكند يا نه؟
دركناري مي ايستم و به اين افراد كه مشتاقانه درحال زيرو رو كردن لباسها هستند خيره ميشوم برخي ازآنها با پيدا كردن لباسي كه مورد نظرشان است حتي با يكديگر مشاجره مي كنند كه اين لباس را ابتدا چه كسي برداشته است و دراينجا نيز مانند قانوني كه درزندگي جاري است كسي كه توانايي بيشتري داشته لباس را از دست ديگري ميكشد و دوباره همگي آغازي براي يافتن را ادامه ميدهند.
يكي از زناني كه از ظاهرش معلوم است اهل كشورافغانستان است هنگاميكه متوجه نگاهها و سوالهاي من ميشود به سمت من مي آيد و بدون اينكه سوالي از او بپرسم ميگويد:چه كنيم؟ اگرپول داشتيم هرگز راضي نبوديم كه اين لباسها را كه معلوم نيست برتن چه كساني بوده استفاده كنيم .
وي ادامه ميدهد من مادري و دختري را ميشناسم كه به شدت درفقربه سر ميبرند تنها دارايي آنها يك فرش و يك يخچال است و حتي بخاري براي گرم كردن خود ندارند اگر شما ميتوانيد و يا كسي را ميشناسيد اين خانواده را به آن معرفي كنيد تا كمكي به آنها بكنند. نميدانم چه بگويم يا چه جوابي به او بدهم نميدانم آيا نهادي وجود دارد كه با وجود اين همه فقير كه براي تهيه لباس به چنين راههايي متوصل ميشوند كمكي به اين بي بضاعت ها داشته باشد.
يكي از زنان پس از زيرو رو كردن لباسها انگار كه ديگر خسته شده از لباسها جدا شده و عقب ميرود. دركنارش قرارميگيرم و مي پرسم . لباسهاي به دردبخور هم پيدا ميشود ؟ و اوپاسخ ميدهد نه! لباسهاي خوب معلوم نيست چه مي شود؟ آنهايي را كه ديگر به درد نميخورد را براي ما مي آورند.
از او مي پرسم چرا به سازمانها و نهادهاي حمايتي براي دريافت كمك مراجعه نميكنيد؟ ميپرسد كجا بروم كه كمكهايشان بتواند زندگي مرا اداره كند و مرا ازفقر نجات دهد؟ و ين سوالي بود كه اين روزها زياد ميشنيدم. با خود گفتم واقعا چرا با وجود نهادها و سازمانهاي حمايتي اعم از دولتي و خصوصي كه ميتوانند با كمكهاي خود عزتمندي را به اين خانواده ها هديه دهند آنها مجبورند هر پنج شنبه به اميد يافتن لباسي مناسب درميان انبوهي از لباسهاي نامناسب و كثيف رهسپار اين خرابه شوند؟ برخي ازاين لباسها به قدري كهنه است كه براي اين افراد نيز ارزشي ندارد اين را از حركت زني كه دو سه تا از لباسها را به عنوان زير انداز استفاده كرد متوجه شدم.
پس ازگذشته حدود نيم ساعت ديگر كسي به لباسهاي باقي مانده نگاه هم نميكند اينها لباسهايي هستند كه ديگر حتي ارزش زيرو رو كردن را ندارند همه درگوشه و كنار خرابه نشسته اند و با رسيدن عابري كه بقچه و يا وسيله اي را دردست دارد به سمت وي هجوم ميبرند تا اولين نفري باشند اين تحفه كهنه را براي خود به ارمغان برمي دارد.
از آنها درباره فردي كه اين لباسها را به اينجا ميآورد سول ميكنم يكي از زنها فردي روحاني را به من نشان ميدهد به طرف او ميروم و ميگويم شما مسئول جمع آوري لباسها و آوردن آن به اين مكان هستيد ميگويد مسئول اصلي كسي ديگر است كارشما چيست ازاو سوال ميكنم اين لباسها را از كجا مي آوريد ؟
وي جواب ميدهد لباس ها بيشتر مال طلبه ها است كه به ما ميدهند و ما براي اين افراددميآوريم ميگويم اصلا تميز به نظر نميرسند اگر آلوده باشند موجب بيماري اين افرا د ميشوند ؟
وي ادامه ميدهد: خوب ديگر ما به آنها ميگوييم كه بايد لباسها را بعد از بردن به خانه تميز بشويند. دراين هنگام وي كارت ويزيتي را از جيب خود بيرون ميآورد و به من ميدهد كارتي با زمينه مشكي و جملاتي زرد رنگ كه نوشته شده بود كيف، كفش و لباسهاي كهنه خود را به نيازمندان برسانيد و درانتها نيز نام شخص و شماره تلفني از وي برروي كارت درج شده بود بسيار تعجب كردم براي همه چيز كارت ويزيت ديده بودم جز براي جمع آوري لباسهاي كهنه ديگران، كارت ويزيت را ميگيريم درحاليكه با خود فكر ميكنم واقعا چه كسي بايد پاسخگوي اين خانواده ها باشد چند قدمي از اين افراد فاصله ميگيرم درحالي كه غرق تفكرات خود هستم ناگهان خود را درخياباني ميبينم كه بورس لباسهاي گرانقيمت شهر است و تنها چند قدم با اين افراد فاصله دارد به ويترين يكي از اين فروشگاهها نگاه ميكنم كه برچسب يكي از لباسهاي آن قيمت 100 هزارتومان را نشان ميداد.
telegram 19dey.com

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢٧-٠٨-١٣٨٩, ٢٠:۵٩

   

پر مبحث ترین ها