سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

شیرزاد: «گفتگوی ملی» باعث به خود آمدن و تفکر منطقی جناح اصول گرایی می شود

باید کاری کرد بدنه اصولگرای جامعه به سمت کار رقابتی سالم حزبی کشیده شود

 

 

نماینده سابق مجلس بر این باور است که در حال حاضر ما احزابی داریم که جز یک مرکزیت در تهران فعالیت بیشتری ندارند، این احزاب یا باید در دیگر احزاب فعالتر ادغام شوند یا باید به صورت جدی تر فعالیت و دفاتر استانی خود را گسترش دهند.

 

 

احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده سابق مجلس  در مورد فعالیت حزبی در ایران در گفت‌وگو با عصر ایران گفت: دوستان اصلاح طلب در چند جهت باید به موضوعات توجه ویژه نشان دهند. ابتدا بحث و گسترش تشکیلات، فرهنگ تشکیلاتی و نظم و انظباط تشکیلاتی است. ما در دوره دولت اصلاحات شاهد شکل گیری تعدادی احزاب اصلاح طلب بودیم که در دوره های بعدی به دلیل ایجاد محدودیت ها و مخصوصا از سال های 88 به بعد انجام این فعالیت ها دچار خدشه شد، حتی این محدودیت های به حدی بود که برخی از احزاب اجازه تشکیل کنگره خود را نیز نداشتند.

در دولت اول آقای روحانی مقداری از این محدودیت ها برطرف شد ولی انتظار وجود دارد که دولت بستر ساز فعالیت بیشتر احزاب شود. بایستی کاری که به صورت نیم بند در دولت یازدهم شروع شد در این دولت با قدرت و با قوت بیشتری ادامه پیدا کند، خانه احزاب شکل و انسجام بهتری داشته باشد تا قانون احزاب به طور کامل اجرا شود. اگر چنین شرایطی بوجود بیاید احزاب اصلاح طلب می توانند به خوبی فعالیت داشته باشند، کنگره خود را تشکیل دهند و در چارچوب قانون از حمایت ارگان های رسمی نظام استفاده کنند.

در حال حاضر ما احزابی داریم که جز یک مرکزیت در تهران فعالیت بیشتری ندارند، این احزاب یا باید در دیگر احزاب فعالتر ادغام شوند یا باید به صورت جدی تر فعالیت و دفاتر استانی خود را گسترش دهند ادغام برخی از احزاب در یکدیگر می تواند یک اقدام مناسب باشد، به هر حال ما از تعدد احزاب اصلاح طلب سودی نمی بریم.

البته برخی مواقع ممکن است یک فایده های ظاهری داشته باشد برای مثال؛ در انتخابات خانه احزاب ممکن است تعدد احزاب اصلاح طلب مناسب باشد ولی این آیین نامه نیز قابل اصلاح است. به طور کلی در هیچ جای دنیا به این شکل نیست که یک جناح سیاسی 150 تشکل داشته باشد چرا که این تعدد راه به جایی نمی برد. در برخی از استان ها مانند اصفهان ده تا پانزده حزب سیاسی اصلاح طلب وجود دارد که به صورت اکیپ یکدیگر را می شناسند و اینطور نیست که این احزاب به صورت ذاتی با هم تفاوتی داشته باشند حتی به صورت فصلی افراد مختلف در پست های خالی این احزاب جابجا می شوند پس این فرایند زیاد مناسب نیست و نمی تواند کمک کننده باشد. به طور کلی اگر ما دو تا سه حزب سراسری قدرتمند داشته باشیم می تواند تفاوت های دوستان اصلاح طلب را به خوبی پوشش دهد و نیازی نیست که این تفاوت ها، برای مثال در 15 حزب سیاسی و ده ها تشکل منطقه ای نشان داده شود. بنابراین تشکل های کوچک باید در تشکل های بزرگتر ادغام شوند و کنگره ها با نظم و ترتیب برگزار شود، حزبی که نتواند در سال کنگره تشکیل دهد مشخص است که فعالیت مناسبی ندارد.

اگر احزاب از درون خودشان شروع کنند و این اصلاحات تشکیلاتی را انجام دهند در نهایت جبهه اصلاحات می تواند خودش را به عنوان یک جبهه منسجم خودش را نشان دهد. همچنین باید مکانیزم تصمیم گیری درون جبهه اصلاحات مشخص باشد، مکانیزم مسئولیت پذیری نیز شفافیت داشته باشد. برای مثال وقتی چهره هایی از سوی یک حزب برای شورای شهر معرفی می شوند باید نسبت به عملکرد آنها مسئولیت و نظارت وجود داشته باشد. ما نباید شاهد چانه زنی های دقیقه نودی در برخی مسائل باشیم برای مثال در انتخابات مجلس در شهرستانی که 4 نماینده دارد این چانه زنی ها نمی تواند در میان 15 حزب مختلف صورت بگیرد، بلکه این افراد باید در درون این احزاب فیلتر شود، با تعداد کمتری وارد عرصه شوند و بعد باید در چانه زنی ها یک لیست واحد ارائه دهند.

بحث دیگری که باید در این دوره مد نظر باشد، حفظ روحیه اصلاح طلبی و شکوفا نگاه داشتن این جریان است. ما در دوره اصلاحات شاهد بودیم که بعد از دو دوره انتخابات پر شور یعنی انتخابات ریاست جمهوری 76 و انتخابات مجلس ششم در سال 78 به مرور به دلیل تهاجم جناح مخالف و فشار های سیاسی، بدنه اجتماعی اصلاح طلبی مقداری روحیه خودش را از دست داد و از حمایت نمایندگان خود در حاکمیت مایوس شد این مایوس شدن بدنه اجتماعی اصلاح طلب می تواند به ضرر ما باشد البته جامعه ما نسبت به آن زمان پخته تر شده است، در آن زمان ایده آل ها بسیار بزرگ بود و همه می خواستند در مدت اندکی به آن ایده آل ها دست یابند ولی الان جامعه بسیار واقع بین تر شده است و متوجه شده که با پیشروی گام به گام و تغییرات قدم به قدم بهتر می توان به نتیجه رسید و این نتایج نیز پایدار تر خواهد بود.

با این وجود من فکر می کنم که ما در فضای تبلیغاتی و در فضای بحث و مجادلات سیاسی، اجتماعی و تئوریک نباید سهل انگاری کنیم. جریان مقابل اصلاح طلبی از سال ها پیش تعداد رسانه های خودش را بسیار گسترش داده است و سرمایه گذاری انبوهی در این کار انجام داده است، صدا و سیما نیز در بسیاری موارد به صورت کامل در اختیار این جناح است، به این ترتیب وقتی این جناح می خواهد یک تهاجم تبلیغاتی انجام دهد یک توپخانه محکمی در اختیار دارد. در این سمت ما نباید از تعدد رسانه های طرف مقابل بترسیم و از تکرار مکرر یک حرف در فضای رسانه و فضای مجازی نباید جا بزنیم باید بدانیم که اگرچه این طیف تعدد رسانه دارد اما مخاطب آنها بسیار محدود است.

همچنین ما باید بدانیم که این طیف از پشتوانه منطقی و انسجام فکری مناسبی نیز برخودار نیستند و در نتیجه دچار تناقضاتی هستند که نمی توانند آن را حل کنند به عبارتی جناح مقابل نه می تواند بستر قانون و نظم اجتماعی منطقی برای حرف های خودشان داشته باشند و نه بستر منطقی فکری برای حرف خود دارند. بنابراین به نظر من دوستان در عرصه مجادلات فکری نباید عقب نشینی کنند و باید حرف بزنند و بحث کنند اما این بحث ها نباید به شکلی باشد که طرف مقابل را نجوش تر و سرسخت تر کند. من فکر می کنم در دوره پیش رو باید به لحاظ فکری به سمت اصول گرایان برویم، با آنها صحبت کنیم و از آنها استدلال بخواهیم و استدلال ارائه دهیم و این بحث ها باید در فضایی باشد که سعی در اقناع باشد و نه سعی بر این که طرف مقابل را بکوبیم و له کنیم.

بخصوص دوستانی که در فضای مجازی و رسانه ای فعال هستند باید کم نگذارند برای صحبت کردن و باید احترام قائل باشیم برای طرف مقابل خودمان ولی در عین حال باید چالش های فکری را پیش کشیده و به آن دامن بزنیم البته نباید روی حساسیت ها و تعصبات طرف مقابل دست نگذاریم. پس به نظر من این دوره باید دوره "گفتگوی ملی" باشد در این دوره به جای آنکه با اصول گرایان قهر کنیم و بگوییم که فایده ای ندارد و این افراد حرفشان همان حرف های سابق است، باید به تجربه های گذشته نگاه کنیم باید به چهره های شاخصی که از اردوگاه اصولگرایی آمده اند مانند؛ آقای مطهری و یا وزیر کشور، توجه شود و ما می توانیم از این تجربیات استفاده کنیم و بفهمیم که صحبت منطقی و صحبت بجا می تواند راه گشا باشد. همچنین در این مسیر می توان از روش منطقی استفاده کرد و برای همه کسانی که با ما مخالف هستند نیز احترام قائل باشیم.

بنابراین به نظر من این دوره را باید دوره "گفت و گوی ملی" نام گذاری کنیم و می تواند دوره ای باشد که باعث به خود آمدن و تفکر منطقی جناح اصول گرایی باشد. اگر ما غیر از این فکر کنیم به نتیجه نمی رسیم و با پنجه در افکندن های زور مدارانه نمی توانیم حقوق خود را در بحث هایی مانند نظارت استصوابی و امثال آن بگیریم. باید کاری کنیم که بدنه اصول گرای جامعه و مذهبیون جامعه از روش های زورمدارانه طرف مقابل تبعیت نکنند و بیایند به سمت کار رقابتی سالم حزبی کشیده بشوند در چنین فضایی می توانیم امیدوار باشیم که دموکراسی به صورت قدم به قدم و تدریجی در جامعه ما گسترش پیدا کند.

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢۵-٠٣-١٣٩۶, ١٣:۴٩

   

پر مبحث ترین ها