سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

یک کارشناس اقتصاد سیاسی در گفت وگو با ۱۹دی:

دولت های ایران درگیر روزمرگی هستند

دولت های رانتیر ایران مقید به پاسخگویی نیستند و درگیر روزمرگی هستند.

 فاطمه محمدی

وضعیت نامناسب اقتصادی و به سنگ خوردن راهکارهای اقتصادی دولت های ایران ما را برآن داشت تا گفت وگویی با علی اصغر زرگر، کارشناس اقتصاد سیاسی و استاد دانشگاه داشته باشیم.

وی به مهمترین مشکلات سر راه سامان یافتن اقتصاد کشور می پردازد که خواندن آن خالی از لطف نیست؛ مشروح گفت وگوی خبرنگار ۱۹دی را با وی می خوانید:

درآمد حاصل از حامل های انرژی صرف تولید نمی شود

§         اقتصاد ایران هر سال درجا می زند تمام دولت ها برای برطرف کردن مشکلات اقتصادی با گران کردن دلار یا حامل های انرژي درصدد هستند بودجه زیادی را بدست آورند که در واقع دست در جیب مردم کردن است اما با این اقدامات چرا موفق نشدند؟ به نظر شما مشکل اصلی اقتصاد کشور چیست و چه راهکاری برای آن می توان در نظر گرفت؟

ایران زمانی تا مرز ۱۱۰ میلیارد در سال درآمد ارزی از فروش حامل های انرژی داشت و درآمد خوبی کسب می کرد اما بخش عظیمی از آن به واردات برای تجهیز ماشین آلات و خرید قطعات و کالاهای مصرفی اختصاص داشت.

علت این است که اقتصاد ما صادرات محور نیست و در داخل تولیدی انجام نمی شود و زمانی که می گوییم چرا راه شمال به اتمام نمی رسد، فرودگاه امام خمینی(ره) و طرح های بنیادین تکمیل نمی شود و مدارس نوسازی نمی شود و دیگر سول های مشابه می گویند بودجه نداریم.

اگر کالایی در داخل برای صادرات تولید می شود برای یک دلار آن باید ۱۰۰ دلار گردش اقتصاد در کشور داشته باشد؛ بذر خوب، کاشت، داشت، برداشت، عمل آوری، صادرات، نمایندگی ها و ترانسفورد است که همه این ها گردش اقتصادی بوجود می آورد و پس از این مراحل می توان صادرات داشت ویک دلار به خزانه برگردد این سرمایه و ارزش افزوده است که با گردش اقتصاد در داخل انجام می شود اما این اقدام در ایران بسیار کمرنگ است.

آن زمان که ۱۰۰ میلیارد درآمد حاصل از فروش حامل های انرژی بود و هم اکنون که ۳۴ میلیارد است تمام آن به خارج از کشور برای واردات انتقال پیدا می کند و اشتغالی که ایجاد می شود برای کارخانه دار و کارگر ترک، کره ای و چینی است.

گردش اقتصادی داخلی در ایران انجام نمی شود

در داخل گردش اقتصاد صورت نمی گیرد که تولید سرمایه داشته و از این گردش اقتصاد و سرمایه بتوان در بخش دولتی در جهت سرمایه گذاری و ایجاد شغل استفاده کرد این یک دور باطلی است که متاسفانه ادامه پیدا می کند.

 تا زمانی که برنامه ریزی انجام نشود که اقتصاد صادرات محور و تولید کننده باشد و ارزش افزوده ایجاد کند و انباشت سرمایه ایجاد شود اقتصاد ایران رونق نمی گیرد وهمواره سرجایمان برمی گردیم و آخر سال ته کیسه دولت خالی بوده است.

§         مشکل اصلی اقتصاد کشور را خروج سرمایه و نبود تولید داخل می دانید؟

برنامه ریزی در سطوح کلان از دیگر اقدامات است که باید انجام شود و ارقام عجیب و غریب که سه هزار پروژه نیمه تمام داریم در راستای همین بی برنامگی است.

عامل مهم دیگر این است که دولت های ایران بیشتر درگیر روزمرگی هستند با مشاهده بحث هایی که در رسانه های کشور می بینیم عمده مسائل در حول یارانه، افزایش حقوق و مسائل روزمره است. 

برنامه ۲۰ ساله ۱۴۰۴ هم که تدوین شد پشتیبان آن برنامه ریزی مستحکمی بوجود نیامد که قدم به قدم پیش رویم.

تحریم ها نیز اقتصاد ایران را فشل کرده و بخش مهمی از انرژی کشور را منحرف می کند و به اقتصاد ما ضربه وارد می کند اما هنوز نتوانسته ایم جایگاه مان را در نظام بین الملل تعریف کنیم که با کشورهای دیگر چگونه کنار بیاییم و همکاری کنیم.

وضعیت اقتصاد بدون سرمایه گذاری درست نمی شود

وقتی می خواهیم با تروریسم مبارزه کنیم و به دوستانمان کمک کنیم اگر خانه ها به دریا هم وصل باشد وضعیت اقتصاد بدون سرمایه گذاری درست نمی شود.

دولت ها نباید اولویت ها را فدای مسائل فرعی کنند

هر کشوری یک امکانات مادی محدودی دارد که باید با مدیریت صحیح به اولویت ها تخصیص دهد و پرداختن دولت ها به مسائل غیرملی و فرعی آن ها را از راه اصلی منحرف می سازد.

دولتی که با بودجه و امکانات مالی محدودی مواجه است صرفا کارهای روزمره را انجام می دهد و نمی تواند به استراتژی ها و سرمایه گذاری های اساسی بپردازد و برنامه های بلند مدت همواره مغفول می ماند.

وضعیت ایران در نظام بین الملل نیز خاص است و بخش مهمی از نیروها و امکانات مالی ما به گونه هایی هدر می رود؛‌ به فرض با وجود تحریم باید کالاهای مورد نیاز کشور ۲۵ دلار گران تر خریداری شود و زمانی که ۱۰۰ دلار داشته و کالاها ۲۵ درصد گران تر خریداری شود پرت منابع سبب می شود که جایی کم بیاوریم.

نظام بین الملل اقتصاد ما را منحرف کرده است

 به این جهت اقتصاد ایران بسیار هزینه بر است و در واقع نظام بین الملل ما را به انحراف کشانده و اقدامات استراتژیک و برنامه های بلند مدت مغفول مانده است.

دولت های رانتیر ایران مقید به پاسخگویی نیستند

§         تا چه زمانی رکود ادامه دارد؟ آیا برنامه ای که هم سریع و هم اساسی باشد در این زمینه تدوین شده است؟

ایران از نظر نفتی کشور رانتیر است قابل تصور نیست که کمتر از ۴۰ درصد بودجه دولتی ما از نفت نباشد.

کشوری که بین ۴۰ تا ۴۲ درصد هزینه کرد دولت آن از یک منبع ارزی خارجی(فروش نفت و گاز) باشد یک دولتی رانتیر محسوب می شود که بودجه ای در دست خود دارد وخیلی مقید به پاسخگویی نیست و هر جا می خواهد به سلیقه خود هزینه می کند و در دولت های مختلف هم متفاوت است به عنوان مثال آقای احمدی نژاد برای بازدید از یک استان ۱۰۰ مصوبه را تصویب می کرد به کسی هم پاسخگو نبود دیگر دولت ها هم هر کدام به شکلی عمل کردند و حتی استخدام می کنند برای این که وفاداری را خریداری کنند این را می گویند دولت رانتیر اما اگر مبتنی بر مالیات بود دولت باید تا ریال آخر را به مردم پاسخ می داد.

حالا که اینگونه است همه انتظارات از دولت است اگر حتی پای کسی در چاله رفت یا اگر از یک بیمارستان ناراضی باشند همه می گویند تقصیر دولت است زیرا مردم خود را سهیم در رانتی می دانند که از خارج به خزانه وارد می شود لذا همه چی را از دولت می خواهند.

به نظر شما عملکرد آقای روحانی به چه شکل است؟
آقای روحانی می توانست خیلی زودتر از این ها بخشی از اقتصاد را فعال کند؛ وی هم مانند آقای خاتمی خنده و گریه دارد می گوید پولی که به من اختصاص دادید کافی نیست من سهم بیشتری از نفت و صندوق پس انداز ملی می خواهم واین پولی نیست که بتوانم طرح های مورد نظر را اجرا کنم.

روحانی با کسب بخشی از درآمد نفت، می تواند بخشی از اقتصاد را فعال کند  

اگر توان وی برسد که بخشی از پول نفت را تصاحب کند می تواند بخشی از اقتصاد را یا در حوزه مسکن و یا سرمایه گذاری در طرح های دیگر فعال کند.

اگر بتواند بخشی از صنایع را فعال کند بخش خصوصی با پویایی این بخش وارد صحنه فعالیت می شود  بنابراین بخشی را در فعال سازی اقتصاد می گیرد اما تاکنون به نظر نمی آید یک اراده یا برنامه قوی وجود داشته باشد که این دولت بخواهد بخشی از این اقتصاد را فعال و اعتماد بخش خصوصی را هم جلب کند که رکود خاتمه یابد و اقتصاد کم کم به گردش درآید.

گاهی هم به خارجی ها برای اختصاص دادن یک خط اعتباری چشم دوختیم اما این خطوط اعتباری برای به گردش درآمدن سرمایه داخلی نیست که بتواند بخشی از اقتصاد را فعال کند بلکه برای خرید کالا و همان دور باطل است.

شرط اجرای اقتصاد مقاومتی اجماع ملی است

به نظر شما اقتصاد مقاومتی چه میزان اثر بخش است و آیا می توان کامل به آن تکیه کرد؟

اقتصاد مقاومتی ایده خوبی است که در دنیا اجرا شده و آلمانی ها پیش از جنگ جهانی اول این را اجرا کردند و اقتصاد مقاومتی قدرتمندی را با بالا بردن دیوارهای تعرفه برای جلوگیری از واردات و رونق صادرات و افزایش تولید به اجرا درآوردند.

ایران هم می تواند این اقدام را انجام دهد شرط اول اقتصاد مقاومتی ایجاد اجماع ملی و اراده قوی برای اجرا است اما مشکل اینجاست که دولتیان، مدیران و برخی از وزرا که در راس امور هستند و در بخش صادرات، واردات و تولید فعال هستند اعتقادی به اقتصاد مقاومتی ندارند واردات را سهل تر و بهتر از تولید می دانند و معتقدند این اقتصاد امکان پذیر و به صرفه نیست و تولید زحمت و ریسک پذیری دارد و سودآوری آن درازمدت است و لذا بهترین راه را در واردات می بینند.

منتهی اراده و اعتقادی برای اجرای اقتصاد مقاومتی وجود ندارد به همین دلیل در حرف باقی مانده و تنها در گوشه و کنار تحقیقات و کارهایی در حال انجام است اما سرمایه گذاری های بلند مدت انجام نمی شود.

فرهنگ پخته خوری اجازه اجرای اقتصاد مقاومتی را نمی دهد

فرهنگ پخته خوری داخل هم به ما اجازه اجرای اقتصاد مقاومتی را نمی دهد اینکه دیگران بسازند و ما استفاده کنیم.

این فرهنگ بالا نیست که بگوییم ما ۱۰ سال ریاضت بکشیم سپس آبادانی و وضعیت خوبی داشته باشیم لذا اگر بگویند تخم مرغ گران شده همه برای خرید هجوم می برند در حالی که می توان به جای یک شانه، چهار تا خریداری کرد.

مفت خوری، اقتصاد مقاومتی را در حد حرف باقی گذاشته است

ما نتوانسته ایم فرهنگی که پاسدار اهداف ملی ما باشد بوجود آوریم و فرصت طلبی، تنبلی، مفت خوری و راضی نشدن به مدتی در سختی بودن اقتصاد مقاومتی را در حد حرف باقی گذاشته است.

نیاز است ابتدا در رده های بالا این اجماع برای اجرای اقتصاد مقاومتی بوجود آید سپس اراده قوی برای اجرای آن و ساخت فرهنگ باشد.  

فرهنگ را در رازمدت می توان ساخت و مردم را توجیه کرد که اگر کمی مقاومت کنیم اقتصاد ایران روی پای خود می ایستد.

دولت نمی تواند مطالبات بخش خصوصی را برآورده سازد

§         نقش خصوصی سازی را در ایجاد اشتغال پایدار، رقابت و کیفیت بیشتر چه میزان اثرگذار می دانید؟

خصوصی سازی چند مشکل دارد یک حاکمیت و دولت است

اگر کسی به عنوان بخش خصوصی با ۱۰۰هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری سهام خودروسازی یا ذوب آهن اصفهان را خریداری کند مدعی است که کارآفرین است و غیرمستقیم برای ۴۰ هزار نفراشتغال ایجاد کرده و با این حال ۲۵ درصد خالص درآمد خود را به عنوان مالیات باید به خزانه دولت واریز کند و با مسائل کارگری و اداری هم سرو کار داشته باشد.

 لذا برای خود حق می داند که با انتخابات آزاد بتواند برای نماینده خود برای رفتن به مجلس شورای اسلامی و دفاع از منافع سرمایه گذاری تبلیغات کند و خواستار روابط خارجی خوب با سایر کشورهاست تا به راحتی واردات، صادرات و دسترسی به حساب های بانکی و مسافرت به کشورهای مختلف دنیا داشته باشد و نمی توان همه دنیا را دشمن فرض کرد باید ارتباط با سایر کشورها تصحیح شود.

 باید پاسخگوی مطالبات بخش خصوصی قدرتمند بود اما نظام فعلی ایران و ارتباطی که با سایر کشورها دارد نمی تواند مطالبات وی را محقق کند و دولت ایران حاضر نیست بخش خصوصی قدرتمند ایجاد کند زیرا باید مطالبات آنان را برآورده سازد در صورتی که برخی ضوابط وسیاست های کلی نظام را زیر سوال می برد برآوردن مطالبات آن امکانپذیر نیست. 

بنابراین بخشی از محقق نشدن خصوصی سازی در ایران، به دولت برمی گردد.

حامل های انرژی در ایران هم دولتی است و در دولت ایران این اراده وجود ندارد که به بخش خصوصی واگذار کند.

بخش خصوصی منفعت خود را می بیند و برای اداره صنعت، صادرات، واردات، تسهیلات و وپشتیبانی نیاز دارد بنابراین زیرساخت ها برای بخش خصوصی فراهم نیست و خصوصی سازی که سومین بخش اقتصاد ما پس از دولتی و تعاونی است همان گونه باقی مانده و راهکارها عملی نشده است.

اختصاصی سازی بجای خصوصی سازی در حال انجام است

 هم اکنون اختصاصی سازی به جای خصوصی سازی در حال انجام است به عنوان مثال اداره شرکت دخانیات را می دهند به وزارتخانه دیگری که اصلا این کاره نیست و بخش خصوصی سازی و صنایع دیگر هم به این صورت لذا صنایع ما فشل می ماند دولت باید در قبال عواقب آن پاسخگو باشد.

§         در دولت یازدهم انتقادها بر این بود که تیم اقتصادی دولت مشکل دارد اما آقای طیب نیا هم رفت اما باز تحولی در عرصه اقتصادی رخ نداد این ریل گذاری در اقتصاد را قبول دارید؟ برنامه های پنج ساله هم که بیش از ۳۰ درصد اجرا نمی شود برای تحول در عرصه اقتصاد ایران باید چه اقدامی انجام شود؟

 دولت های سرمایه داری و رفاه در جهان وجود دارند؛ دولت های سرمایه داری مانند دولت های اروپایی هستند و اقتصاد را تحت نظام کنترلی محکم به بخش خصوصی واگذار کردند و بانک مرکزی و دولت هسته ای قدرتمند و پشتیبان در جهت کنترل آنان هستند.

یکسری دولت های رفاه هستند و در کشورهایی که به حدی از رشد رسیدند راه برای فعالیت های اقتصادی مردم باز است و اینگونه نیست که هر روز بخواهند بیمارستان و راه جدیدی بسازند و سوبسیدی بدهند و مردم را از نظر سیاسی، اقتصادی واجتماعی ارضا کنند.

در ایران یک دولت رفاهی که در جهت توسعه عمل کند و مشکلات اقتصادی را برطرف و ریل گذاری درازمدتی در جهت توسعه داشته باشد نیست اما مردم انتظار دارند همه مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را حل کند در صورتی که اقتصاد خودگردان ندارند که خود تولید کننده باشد و بخشی از اقتصاد را به بخش خصوصی واگذار کرده باشد و کار را با برنامه های استراتژی بلند مدت پیش برد.

به این جهت دولت آقای روحانی مانند دولت های قبلی به روزمرگی و اقدامات کوتاه مدت خواهد پرداخت و تنها راهکار این است که برنامه های درازمدت را بخصوص با فعال کردن بخش هایی از اقتصاد که توسط دولت باید فعال شود و بخش خصوصی وارد عمل شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢۴-١١-١٣٩۶, ١٠:۵۴

   

پر مبحث ترین ها