سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

30 سال خدمت صادقانه

دو روز مانده به پایان خدمت 30 ساله پرستاری

بخش اورژانس حال وهوایی دارد که هر کسی از عهده کار در آن برنمی آید زیرا هر روزت پر از اندوه و درد است و خاطراتت را غم های مردم رقم می زند و صداهای مغزت را فریادهایشان پر می کند.

فاطمه محمدی

۱۹دی: بخش اورژانس حال وهوایی دارد که هر کسی از عهده کار در آن برنمی آید زیرا هر روزت پر از اندوه و درد است و خاطراتت را غم های مردم رقم می زند و صداهای مغزت را فریادهایشان پر می کند اما زمانی هم هست که این سیاهی ها رنگ می بازد و بخشیدن زندگی دوباره به دیگران و شادی هایشان قند در دلت آب می کند و این همان تلخ و شیرین روزهای پرستاری است.

کسانی که در بخش اورژانس کار می کنند می گویند کسی بیش از چهار تا پنج سال در این بخش دوام نمی آورد اما مجید سلیمانی که بیشترین سابقه کار در این شغل باشرافت را در بیمارستان نکویی دارد از حدود 30 سال خدمتی می گوید که ۱۰ سال آن را در اتاق عمل و مابقی را در اورژانس بوده است.

می پرسی حالا که روزهای آخر را می گذرانید، بگویید این شغل را چطور دیدید؟ می گوید پیش از ورود به این رشته نمی توان گفت این شغل چیست و چه ویژگی هایی دارد کار خیلی سختیه؛ باید علاقه و تحمل زیادی داشته باشی و دلت به کار باشد تا دوام بیاوری.

گفت وگوی ما با وی به عنوان یکی از هزارن پرستار زحمت کش در ادامه می آید:

آیا کار در اورژانس ویژگی خاصی را می خواهد؟
اورژانس نخستین کانال ورود بیمار به مرکز درمانی و یکی از مراکز حیاتی و نبض بیمارستان است کار در این بخش کمی حساس و با مشقت است لذا نیروهای آن باید صبر دو چندانی داشته باشند.

یک روز بودن در اورژانس نشان می دهد که کادر درمان چه اعصاب فولادینی دارند که این کار را ادامه می دهند؛ سختی این شغل از نظر جسمی و روحی فرسایشی است و با دیدن برخی صحنه ها احساس می کنی دیگر تحمل درد و نگرانی و فشارهای مردم را از نظر جسمی و مالی نداری ما خودمان هم تحت تاثیر قرار می گیریم اما باید وظیفه خودمان را هم انجام دهیم.

چه اقدامی برای تقویت روحیه تان می کنید؟
یاد خدا مهمترین کمک رسان هست و در کنار آن پیشگیری از شیفت های فشرده، استراحت پس از هر شیفت، حفظ رابطه با اقوام کمک می کند تا بتوانیم از خسارت به دیگران جلوگیری کرده و خودمان هم ایمن باشیم.

در یک روز چه تعداد تصادفی موتور اینجا مراجعه می کنند؟
روزانه حداقل ۱۰۰ تا ۱۵۰ مورد تصادف به این مرکز مراجعه می کنند که بیشتر آنان راکبان موتورسیکلت هستند که باید در این مورد فرهنگ سازی شود.

قم چند کارخانه موتورسازی دارد که به انواع روش ها از ماهی هزار تومان موتورسیکلت می فروشند اما خیلی ها قسط اول را ندادند فاتحه شان خوانده است و با همین وسیله خودشان را می کشند.

ناراحت می شوید اما دیشب یک پسر ۳۰ ساله و دختر۲۵ ساله برای دیدن تالار مراسم عقدشان رفته بودند که با موتور تصادف می کنند پسر درجا فوت می کند؛ این یعنی خسارت روحی، مالی و جسمی برای درمان و خانواده ها.

بدترین حادثه چند روز اخیر چه بوده است؟

یک هفته پیش یک راننده وانت، خانواده خود را عقب ماشین سوار کرده بود ومسافت زیادی هم رفته اما در طول مسیر هیچ کس مانع این امر نشده که محل بار مکان مناسبی برای نشستن انسان نیست و در نهایت منحرف شدن خودرو سبب فوت کودک و پسر نوجوانی شد.

چه کسی پاسخگو است؟ چه کسی ارشاد کرد عقب وانت جای نشستن آدم نیست زیرا هیچ حمایتی نمی شوی و اتفاقی بیفتد زنده نمی مانی.

رسانه می تواند با فرهنگ سازی مانع خسارت ها شود؛ نبود فرهنگ سازی و مدیریت درست سبب شده که هزینه روی هزینه می آید؛ هزینه درمان ایران خیلی بالاست؛ گمان نمی کنم هیچ کشوری از نظر فقر فرهنگی و هزینه بالای درمان شبیه ایران باشد.

مردم وقتی اینجا می آیند دست و پایشان را ببندم درد دارند می گویند یواش؛ من به آنان می گویم این حرف برای زمانی بود که با سرعت می رفتی چرا آن زمان به خودت نگفتی یواش؟.

پرستار خوب چه ویژگی دارد؟
پرستار خوب کسی است که با قلبش کار کند؛ اگر درمانگر احساس کند هر بیماری از اعضای خانواده خودش هست باعلاقه و بدون چشم داشتی همه کاری انجام می دهد؛ باید حس و دلسوزی نسبت به بیمار داشت تا بتوان خوب کار کرد.

شما با دیدن انواع تصادفی ها، چقدر مراعات می کنید؟
اگر تصادفی رخ داده باشد راننده چون عاقبت تندروی را می بیند ناراحت می شود وتا نیم ساعتی خیلی رعایت می کند اما سریع فراموش می کند.

من که اینجا دائم نتیجه تندروی را می بینم اصلا جرات گاز دادن ندارم زیرا در ذهنم می آید یک لحظه غفلت یک عمر پشیمانی می آورد.

 من سرنشین عقب بیش از دو نفر در ماشین نمی نشانم زیرا دو کمربند دارد و ایمنی ندارد خودمان باید رعایت کنیم.

مردم تصادف را دور از خودشان می دانند ما دیدیم رعایت می کنیم این دیدن را رسانه به مردم می دهد.

حتی برای گذشتن از خیابان هم باید فرهنگ سازی شود عابر پیاده نباید سر را زیر بیاندازد و برود زیرا ضربه اصلی به وی وارد می شود.

شما گفتید از دیدن رنج مردم پس از حدود 30 سال هنوز اذیت می شوید؛ نخستین باری که فرد تصادفی و خون را دیدید چه حالی بودید الان چه حسی پیدا می کنید؟ اینکه می گویند در طول زمان دیدن این صحنه ها و ناراحتی ها برای پزشکان عادی می شود چقدر درست هست؟
از نظر عملکرد با روزهای اول متفاوت است یعنی چیزی مانع کار ما نمی شود؛ اگر الان بیماری با خون ریزی زیاد اینجا بیاید شما پس می افتید زیرا ندیدید اما اگر شما هم چهار بار ببینید از نظر عملکرد برایتان عادی می شود اما از نظر روحی عادی نمی شود بلکه دیدن رنج بیماران عذاب آور است؛ انسان تابع احساسات هست.

آیا شده یک شبانه روز کامل در بیمارستان بوده باشید؟
بله؛ زیاد بوده، پیش آمده دو تا سه شبانه روز پشت سر هم در شیفت مانده ام.

دلیل آن چه بوده است؟
در گذشته نیروی کار خیلی محدود بود و ما ناچار بودیم گاهی به این شکل حاضر باشیم.

آیا خانواده با شغل شما مشکلی ندارند؟
نه؛ همسرم همکارم هست و وضعیت شغلی مرا را درک می کند و ما با مدیریت خود اجازه ندادیم به فرزندان و بنیان خانواده لطمه ای وارد شود و دو فرزندم از نظر تحصیلی موفق هستند زیرا ما هیچ وقت از کارمان ناله نکردیم.

پیش آمده از خستگی رمقی نداشته باشید اما باز هم بالای سر بیمار بمانید؟
خیلی زیاد؛ برخی اوقات چشمامون باز نمیشه اما تحمل می کنیم؛ مانند راننده ای که در جاده پشت فرمان هست اگر بخوابد کار تمام است مجبوری بیدار باشی کمتر شغلی مانند پرستاری است که هم مسئولیت زیاد دارد و هم اینکه در صورت کم کاری احساس بدی بهت دست می دهد؛ جایی برای کم کاری ندارد.

در بسیاری از مشاغل دقت آنچنان اهمیتی ندارد مانند اینکه اگر مدل شیرینی یک قناد کمی تغییر کند خیلی تفاوتی ندارد اما ما باید با نهایت کیفیت کار را انجام دهیم و به این دلیل فرسایش زیادی دارد.

کار شما شیرین هم هست؟
بله؛ زمانی که بیماری از تخت بیماری به سلامت خارج می شود احساسی فرای شادی در قلبمان موج می زند اما شیرینی اش را هر کسی نمی تواند حس کند؛ خیلی ها برای پرکردن ساعت کاری و برای حقوق آن می آیند.  

درحال حاضر این تفکر بیشتر شده است؟
بیشتر شده اما در واقع این نیست؛ علاقه، حس و احساس مسئولیت هست اما برخی بدون احساس مسئولیت و احساس عاطفه ای حتی پرخاشگری می کنند؛ نهایت بی ادبی است که بخواهیم نسبت به بیماری که خودش درد داره بدرفتاری کنیم.

البته هستند بیماران یا همراهان آنان که می آیند فحش و ناسزا می دهند؛ هر چی دلشان می خواهد می گویند اما باید نشنوی، زیرا باید یک لحظه خودت را جای آنان بگذاری.

 بیمار درد داره، فشار به آن وارد شده، استرس اینکه بعد چه می خواهد بشود داره و ما باید با آرامش دادن بیمار را از وضعیت درمان آگاه کنیم.

پدرم یک توصیه به من کرد که مهم نیست چه کاره هستی، مهم این هست که در آن کار نفر اول و بهترین باشی من اینجا پرستارم باید بهترین باشم خدا را شکر تمام سعیم را برای رسیدن به این هدف کردم اگر اینگونه باشد مطمئن باشید پیشرفت می کنیم.

گفتن اینکه چرا باید کار کنیم؟ چرا تصادف می کنند؟ و... مشکلی را حل نمی کند هر کس باید وظیفه خودش را انجام دهد.

یک خاطره سخت و دردناک از کارتان بگویید؟
چند سال پیش ساعت پنج بعد از ظهر در اتوبان قم-تهران دو اتوبوس با برخورد به هم آتش گرفتند تمام بیمارها را اینجا آوردند از سر و کول این اورژانس بیمار و همراه می بارید.

آن شب من به خبرنگاران حاضر در اینجا گفتم این وضع را ببینید فرهنگ سازی کنید زیرا همراهان بیمارها اجازه کار کردن به ما نمی دادند تشخیص نمی دادیم مصدوم یا همراه آن هست وتا حراست دانشگاه نیامد هیچ کس بیرون نرفت.

ما آن شب با تیم صبح پا و شب پا تا صبح می دویدیم؛ شما باید مواقع شلوغی اینجا بیایید و گرفتاری ها را به مردم نشان دهید که آمار تصادفی و کشته و زخمی کاهش پیدا کند.

در بیماستان های خصوصی تهران به دلیل تمیزی و جلوگیری از میکروب بیمارستان، همه نمی توانند وارد اورژانس، آی سی یو و .. شوند چرا در قم اینگونه است؟
 در قم آنگونه که باید فرهنگ سازی نشده؛ تهران با اینکه ما همکار هستیم برای مراجعه کاری به بیمارستان کارت شناسایی ارائه می دهیم اما اینجا برخی می آیند به نگهبان می گویند برو کنار ببینم همکارم و اگر مردم را راه ندهیم می گویند چه بیمارستان بدی است که ما را راه نمی دهند.

آی سی یو ویژگی های خاص دارد هر کس نباید وارد آن شود اما همراه بیمار نمی داند که اگر اجازه ورود نمی دهند به دلیل سلامت بیمار وی است.

شما با این که سختی ها را دیدید اگر به گذشته برگردید دوباره این رشته را انتخاب می کنید؟
بله؛ حالا هم که دارم بازنشسته می شوم هنوز اشتیاق همکاری را دارم زیرا پرستاری یک شغل نیست بلکه یک عشق است وخوشحال می شوم کاری برای مردم انجام بدهم.

توقع شما از مردم چیست؟
ذره ای از مردم توقع ندارم کسی که به مراکز درمانی رجوع می کند دردمند و محتاج به کمک است و وظیفه ما پرستاران ایجاد امنیت و آرامش و حفظ سلامتی آنان استباید هرگونه که می توانی آرامش کنی.

بهترین هدیه ای که مردم در این مدت به شما دادند چه بوده است؟
سلامتی شان.

 

 

telegram 19dey.com

اخبار مرتبط

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ٢١-٠۴-١٣٩٧, ١٢:۵٢

   

پر مبحث ترین ها