گفتار و اعمال مرحوم طباطبایی منطبق بر هم بود

فاطمه محمدی

۱۹دی: رحلت حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی معروف به استاد اخلاق بهانه ای شد تا با محمد هاشمی عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام به گفت وگو بنشینیم.

وی معتقد است ویژگی هایی را که امام خمینی(ره) برای روحانیت برشمرده بود در مرحوم طباطبایی تجلی پیدا کرده بود و به این دلیل وی محبوب مردم و شخصیتی تاثیرگذار بود.

مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:

·         از سوابق انقلابی مرحوم طباطبایی در دوران انقلاب و پس از آن بفرمائید؟

ایشان از انقلابیون پیش از انقلاب و حتی پیش از شروع نهضت امام خمینی(ره) و از همراهان شهید نواب صفوی بودند و با فداییان اسلام همکاری می کردند و از دهه ۲۰ فعالیت انقلابی خود را آغاز کرد و پس از شهادت نواب صفوی با شهید آیت الله سعیدی که از مبارزان و انقلابیون بودند همراهی و همفکری داشتند و به واسطه ایشان به حلقه درس امام راه یافتند و از شاگرادان امام شدند و به نهضت امام خمینی پیوستند.

زمانی که نهضت امام خمینی از سال ۴۰ آغاز شد آقای طباطبایی از پایه های مبارزه در مسجدی در تهران بودند که پیشتر آقای سعیدی در آنجا امام جماعت بودند و پس از شهادت ایشان اداره مسجد را به عهده گرفتند و در آن منطقه انقلاب را مدیریت و همراهی می کردند.

·         آقای طباطبایی چه ویژگی داشت که مردم محل ایشان می گویند ایشان آبروی محل و به معنای واقعی آخوند بودند؟

حضرت امام برای روحانیت چند ویژگی اصلی را بیان کردند؛ یکی اینکه مردم محور و کمک رسان به مردم باشند؛ اگر مردم در مسجد، محله و جاهای دیگر گرفتاری داشتند به مرحوم طباطبایی مراجعه می کردند و ایشان هم با روی خوش آنان را می پذیرفت و در حد توان مشکلات آنان را برطرف می کرد به گونه ای که مسجد و منزل ایشان کانون مردمی بود.

دوم اینکه اخلاق محور باشند؛ آقای طباطبایی با اینکه از نظر علمی می توانستند مدرس حوزه در زمینه فقه و اصول باشند اما اخلاق را انتخاب کردند و اخلاق محور بودند و نکته مهم اخلاقی ایشان عمل به گفته های خودش بود و فقط در بحث تئوری و بیان اخلاق وارد نمی شد بلکه اخلاق عملی و نظری را بیان و عمل می کرد.

روحانی و عالم اخلاق مدار بود؛ ما در میان علمای گذشته و حال عالم اخلاق مدار کم داریم البته شخصیت هایی هستند اما فراگیر نیست که همه اینگونه باشند اما مرحوم طباطبایی استاد اخلاق بودند.

ویژگی سوم که حضرت امام به روحانیت بسیار تاکید می کردند ساده زیستی بود و می گفتند زندگیتان از زی آخوندی تغییر نکند و به تهذیب خود بپردازید؛ ایشان به روحانیون توصیه می کرد مانند مردم عادی و حتی پایین تر زندگی کنند وبا مردم و در بطن مردم باشند و مردمی بودن و ساده زیستی را از دست ندهند زیرا ذخایر دنیا بی ارزش است؛ در زندگی مرحوم طباطبایی ساده زیستی کاملا هویدا و مشخص بود وی از مردم، برای مردم و ساده زیست و اخلاق محور بود.

امام بر لزوم انطباق گفتار و اعمال روحانیون تاکید داشتند و در عمل به این گفتار سرآمد بودند و جنبه مردمی بودن در فرمایشات و رفتار امام بسیار روشن است و علیرغم امکاناتی که داشتند ساده می زیستند و در بسیاری از موارد تکیه و اعتمادشان به مردم بود و به مسئولان هم همیشه می گفتند تا مردم با شما باشند آسیب نمی بینید اگر از مردم جدا شوید روز شکست شما است.

آقای طباطبایی هم این خصلت ها را داشت مردم محل هم سالیان طولانی از سال ۴۸ تاکنون شاهد بودند که ایشان اینگونه زندگی می کرد و درب خانه اش همواره به روی مردم باز بود و به این دلیل به عنوان آبرو و مایه برکت و نعمت محل از وی یاد می کنند.

امام همچنین توصیه می کردند روحانیت باید اخوت روحانیتی شان را حفظ کنند که به بحث ما مرتبط نیست.

·         آیا اینکه امام می فرمودند شکست روحانیت در خروج از زی طلبگی و شکست اسلام در صورت مهذب نبودن روحانیت است به این برمی گردد که وقتی روحانیت این خصلت ها را از دست دادند مردم از آنان دور می شوند و نه تنها به روحانیت بلکه به اسلام ضربه وارد می شود؟

بله؛ از هر صنف و گروهی توقعی هست ما که ادعا داریم شیعه حضرت امیر هستیم و می خواهیم مانند وی زندگی کنیم با توجه به زندگی پیشوایان دین از جمله حضرت امیر درمی یابیم که آنان ساده زیست و اخلاق محور وبا مردم و برای مردم بودند و این ویژگی ها از ائمه به ما رسیده و ادعای امام راحل یا سایرین نبوده بلکه ریشه در رفتار و مکتب اهل بیت سلام الله دارد و از فرمایشات آنان نشات گرفته است.

از روحانیت که نماد دین در کشور و بخصوص در جامعه شیعی هستند توقع هست که از این خصلت ها برخوردار باشند که بسیاری هم این ویژگی ها را دارا هستند منتها به دلیل دوری از ریا و ظاهرکاری برای مردم ناشناخته هستند.

·         از رابطه مرحوم طباطبایی با آقای هاشمی بفرمائید؟

ایشان در مورد آیت الله هاشمی الفاظ بلندی را بیان می کردند و حتی شب رحلت آقای هاشمی در صدا وسیمای جمهوری اسلامی حضور پیدا کردند و مطالب و واژه های بسیار بزرگی را بیان کردند و گفتند من آقای هاشمی را شهید می دانم البته نه به این معنا که با شمشیر به شهادت رسیده باشد و چهار دلیل را برای ادعای خود بیان کردند.

آن شب مرحوم طباطبایی مخالفان آقای هاشمی را خطاب قرار دادند و اشک می ریختند و گفتند دیگر مراقب باشید که نسبت به آقای هاشمی توهین نکنید، تهمت نزنید و نسبت دروغ ندهید زیرا دیگر وی نیست که شما را ببخشد آقای هاشمی به من گفتند که در حرم حضرت رسول(ص) همه مخالفان خود را بخشیده اند و از خداوند برای آنان طلب غفران و هدایت کردند.

·         آقای طباطبایی همان شب بیان کردند که آقای هاشمی اسراری را با وی در میان گذاشته است؛ دلیل این همه اعتماد و ارتباط بین این دو شخص چه بود؟

از ویژگی های آقای طباطبایی انقلابی بودن و ماندن بود و ارادت و تبعیت ویژه ای نسبت به امام خمینی رحمت الله علیه داشتند لذا ایشان به کسانی که مورد توجه و عنایت امام بودند اهمیت می داد و به آنان اعتماد داشت.

 امام نسبت به آقای هاشمی علاقه خاص و با وی رابطه ویژه ای داشتند و به نحوی آقای هاشمی را قبول داشتند که بسیاری از خواسته هایشان را از طریق هاشمی بیان می کردند زیرا آقای هاشمی عنصر بسیارموثری در پدید آمدن انقلاب و پس از پیروزی آن و امین امام بود.

مرحوم طباطبایی هم روی این حساب نسبت به آقای هاشمی ارادت ویژه ای داشتند. 

سابقه دوستی، همکاری و همفکری این دو نفر به بیش از ۶۰ سال می رسد و تقریبا هم سن و سال هم بودند و آقای هاشمی دو سال بزرگتر از ایشان بود و هر دو حدود سال ۱۳۲۷ برای تحصیل به قم آمدند و هر دو هم متولد رفسنجان بودند و در شرایط مختلف و در فراز وفرودها و زندان با هم بودند دلیل حمایت آقای طباطبایی از آقای هاشمی هم به دلیل سابقه طولانی و شناختی بود که از ایشان داشتند.