سایت خبری تحلیلی 19دی آنلاین

چهره متفاوتی که جهان از ایران دید

نگاهی به 7 سال دیپلماسی خارجی احمدی‌نژاد

از دیگر ویژگی‌های دیپلماسی سیاست خارجی دولت نهم تلاش برای حضور جدی‌تر در مجامع بین‌المللی بود، احمدی‌نژاد در طول سال‌های ریاست جمهوری خود عملا در هر 8 دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور یافت و این در حالی است که هاشمی رفسنجانی در هیچ دوره ای از مجمع عمومی سازمان ملل شرکت نکرد و سید محمد خاتمی تنها دو دوره در این مجمع شرکت کرد.
پس از پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 جغرافیای نگاه دولت به دیپلماسی خارجی دچار تغییرات جدی شد.

حوزه دولت خبرگزاری فارس در نگاهی گذرا به 7 سال دیپلماسی خارجی دولت های نهم و دهم به بررسی جنبه های مختلف سیاست خارجی محمود احمدی نژاد پرداخته است که مشروح آن در ادامه می‌آید:

انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران در طی 33 سال گذشته دوره‌های گوناگونی را در سیاست خارجی خود و همچنین رابطه با قدرت‌های جهانی طی کرده است.

از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی،‌امام خمینی (ره) با تاکید بر شعار «نه شرقی،‌نه غربی» بر ضرورت استقلال نظام جمهوری اسلامی ایران از قدرت‌های بین‌المللی تاکید کردند.

*تنش زدایی و پاسخ غرب

پس از پایان جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران،قدرت‌های جهانی و نظام بین‌الملل دو دوره مشابه را در عرصه سیاست خارجی در دولت‌های سازندگی و اصلاحات تجربه کردند و در هر دو دوره بر ضرورت تنش زدایی و برقراری رابطه فعال با غرب تاکید می شد.

اما جهت گیری اصلی قدرت‌های مؤثر غربی بر خلاف سیاست خارجی اعلامی از سوی ایران بود و آمریکا ایران را به همراه کره شمالی و عراق در محور شرارت قرار داد امری که تغییرات ژئوپلیتیک در عرصه خاورمیانه(حمله آمریکا به افغانستان و عراق) آن را آشکارتر می ساخت.

*عقب نشینی ایران، پیشروی غرب

با پدید آمدن واقعه 11 سپتامبر و اوج گیری پرونده هسته‌ای ایران که در کانون رابطه ایران با غرب قرار داشت، عملا سیاست تنش زدایی با بلوک غرب به بن بست رسید.

در سال‌های بین 2003 تا 2005 و حضور بیش از یکصد و 50 هزار نظامی آمریکایی در مرزهای ایران و تهدیدات پیاپی برای انجام عملیات نظامی بر ضد سایت‌های هسته‌ای کشورمان نیاز به یک جهت گیری تهاجمی در عرصه سیاست خارجی ایران به شدت احساس می‌شد،با این حال تاکید دولت‌ وقت اصلاحات بر مذاکرات هسته‌ای با غرب منجر به تعلیق کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران شد و دیپلماسی پنهان دولت خاتمی با دولت جرج بوش به ارسال نامه‌ای مبنی بر خلع سلاح کامل حزب‌الله و تعطیلی تمام برنامه‌های هسته‌ای در مقابل تضمین امنیتی متقابل برای عدم حمله نظامی به ایران منجر شد.

با این حال امتیازات فوق نه تنها از جنبه تهاجمی سیاست خارجی غرب کم نکرد بلکه منجر به درخواست‌های جدید در مذاکرات طرفین شد و نشان داد سیاست امتیاز دهی تنها به عقب نشینی بیشتر خواهد انجامید.

*احمدی نژاد ورق را بر می گرداند

پیروزی محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 نوید تغییرات جدید در عرصه سیاست خارجی ایران را می‌داد.

تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین تیم مذاکره کننده هسته‌ای و تاکید بر آغاز هر چه سریع‌تر فعالیت‌های هسته‌ای ایران از جمله راهبردهای جدید دولت احمدی‌نژاد بود.

این راهبرد جدید به زودی و در عمل خود را با راه اندازی کامل تاسیسات هسته‌ای نطنز، گسترش تاسیسات غنی سازی و تاکید بر عدم هر گونه امتیاز دهی بیهوده در چارچوب مذاکرات نشان داد.

در مقابل غرب نیز تلاش کرد تا با ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری تحریم‌های متناوب از اراده ایران برای پیگیری برنامه هسته‌ای خود جلوگیری کند. اما تاکید دولت احمدی‌نژاد بر ضرورت پیگیری برنامه‌ هسته‌ای چنین برنامه‌ای را با شکست روبرو کرد.

*هشت به دو به نفع احمدی نژاد

از دیگر ویژگی‌های دیپلماسی سیاست خارجی دولت نهم تلاش برای حضور جدی‌تر در مجامع بین‌المللی بود، احمدی‌نژاد در طول سال‌های ریاست جمهوری خود عملا در هر 8 دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور یافت و این در حالی است که هاشمی رفسنجانی در هیچ دوره ای از مجمع عمومی سازمان ملل شرکت نکرد و سید محمد خاتمی تنها دو دوره در این مجمع شرکت کرد.

تلاش برای بیان دیدگاه‌ها و عقاید ایران از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل و گفت‌وگوی مستقیم با رهبران کشورهای جهان جهت مقابله با توان تبلیغاتی غرب و ایجاد فرصت‌های تازه برای فراهم آوردن فضای تنفسی در دیپلماسی عمومی جهانی ، مهمترین هدف احمدی‌نژاد از حضور در مجامع بین‌المللی بود.

*دیپلماسی عمومی در قلب آمریکا

در کنار این نشست های سازمان ملل متحد،دیدارهای مستقیم با اقشار مختلف مردم آمریکا و همچنین ایرانیان مقیم این کشور که از مهمترین اقلیت‌های خارجی در ایالات متحده محسوب می‌شوند و تلاش برای استفاده از این پتانسیل مهم از دیگر اهداف دولت نهم و دهم برای حضور در این اتفاق بین‌المللی محسوب می‌شد.

در 8 دوره حضور احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیش از 200 دیدار دیپلماتیک با رؤسای کشورهای مختلف جهان انجام شده است که در نوع خود رکوردی محسوب می‌شود و باید در کنار این دیدارها به مصاحبه‌های گوناگون احمدی‌نژاد با رسانه‌های مهم بین‌المللی نیز اشاره کرد.

*نگاه به شرق، سیاست جدید ایران

ایران پس از انقلاب اسلامی و بنا بر همان سنت قدیم به غرب نگاه ویژه‌ای داشت و همانند دوره اصلاحات سمت و سو و جهت گیری اصلی سیاست خارجی دولت‌های حاکم به سمت غرب بود اما در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد برای اولین بار ایران به طور جدی نگاه به شرق را در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داد.

سفرهای متعدد احمد‌ی‌نژاد به روسیه و چین و سفرهای متقابل مقامات این دو کشور به ایران( از جمله سفر ولادمیر پوتین به عنوان اولین رئیس جمهور حضور یافته روسیه در ایران) نشان از اهمیتی دارد که دولت احمدی‌نژاد برای قدرت‌های شرق قائل بود.

رابطه مستحکم ایران و روسیه علاوه بر اینکه توانست در مجامع بین‌المللی تاثیر گذار باشد و در مقاطعی حامی ایران محسوب شود، به پرونده چند ساله نیروگاه هسته‌ای بوشهر نیز پایان داد.

رابطه اقتصادی ایران و چین نیز همواره با عنوان یکی از موانع اصلی تاثیرگذاری تحریم‌های یکجانبه غرب علیه ایران ذکر می‌شود.

*آفریقا و آمریکای لاتین، واژگانی که احمدی‌نژاد وارد دیپلماسی ایرانی کرد

آفریقا و آمریکای لاتین دو قاره‌ای بودند که شاید احمدی‌نژاد بار دیگر آن را برای دیپلماسی ایران کشف کرد ، در حالی که پیش از آن تنها به صورت موردی و یا شاید در اجلاس‌های بین‌المللی بود که سران دولت‌های ایران با کشورهای فوق برخوردی داشتند.

*حسرت دیدارهای آخر

قاره آفریقا از جمله قطب‌های بزرگ مواد معدنی و صنعتی در دنیاست که همواره مورد توجه کشورهای مختلف دنیا قرار دارد. کما اینکه هم اکنون استراتژیست‌های بزرگ دنیا نبرد آینده چین و آمریکا را در قاره آفریقا و بر سر منابع این کشور عنوان می‌کند.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی کانون روابط ایران با کشورهای آفریقایی به طور متمرکز در محور تهران - پروتوریا(مرکز آفریقای جنوبی) متمرکز بود و به دلیل ماهیت یکسان نظام شاهنشاهی و دولت آپارتاید آفریقای جنوبی این دو کشور در قالب فروش نفت و سلاح به گسترش روابط تجاری با یکدیگر پرداختند.

پس از پیروزی انقلاب،با وجود تاکید ایران بر گسترش روابط با کشورهای انقلابی و تازه رها شده از بند استعمار روابط ایران و کشورهای آفریقایی تنها به سفرهایی در پایان دوره‌های مختلف ریاست جمهوری محدود ماند.

با وجود این سفرهای رؤسای جمهوری ایران به کشورهای آفریقایی با چنان استقبالی همراه می‌شد که تعجب آنان را برمی‌انگیخت و آنان را به وضوح از عدم توجه به این مناطق مهم پشیمان می‌کرد.

*آفریقایی ها مدافعان همیشگی ایران در مجامع بین المللی

با پیروزی محمود احمدی‌نژاد فصل تازه‌ای از روابط ایران و کشورهای آفریقایی آغاز شد.

در این میان آفریقای جنوبی به عنوان قدرتمندترین کشور آفریقایی در تمام مجامع جهانی از جمله سازمان بین‌المللی انرژی اتمی مدافع همیشگی حقوق مسلم هسته‌ای ایران بود.

در کنار این سایر کشورهای آفریقایی نیز در اغلب موارد با رای خود در مجامع بین‌المللی بخصوص مجمع عمومی سازمان ملل متحد از مواضع کشورمان پشتیبانی می‌کردند.

*احمدی نژاد درب آفریقا را به روی ایران باز می کند

وجه دیگر گسترش روابط ایران و آفریقا در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد افزایش سطح صادرات ایران به کشورهای آفریقایی بود. کشورهای آفریقایی به دلیل داشتن بازارهای وسیع و ابتدایی برای محصولات ایرانی مشتری خوبی برای صادرات غیر نفتی ایران بودند.

در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد تراکتورهای ایرانی به سودان و اتیوپی،‌ محصولات پتروشیمی ایران به کشورهای غرب آفریقا و داروهای ایرانی به کشورهای شمال آفریقا از جمله لیبی و الجزایر راه پیدا کردند.

شرکت‌های کشاورز ایران نیز با در اختیار گرفتن بخشی از زمین‌های مستعد در برخی کشورهای آفریقایی توانستند فعالیت‌های برون مرزی خود را به سرعت گسترش دهند.

*رشد 30 درصدی صادرات ایران مدیون آفریقاست

بر طبق آمارهای وزارت امور خارجه در حدود 30 درصد از رشد صادرات محصولات غیر نفتی ایران ناشی از گسترش روابط اقتصادی ایران با کشورهای آفریقایی است.

این در حالی است که به دلیل مواضع کشورهای غربی در برابر موضع هسته‌ای ایران بسیاری از این کشورها توانایی جذب محصولات ایران را نداشته و یا با محدودیت‌های شدید تجاری روبرو می‌شدند اما کشورهای آفریقایی با دیپلماسی فعال دولت در این خصوص توانستند فضای تنفسی را برای اقتصاد و دیپلماسی ایران فراهم کنند.

*احمدی نژاد محور تهران-کاراکاس را شکل می دهد

وجه دیگر قالب در روابط خارجی دولت‌های نهم و دهم گسترش روابط ایران با آمریکای لاتین با محوریت کشور ونزوئلا بود.

آمریکای لاتین که پیش از آن تنها در میان ایرانیان به فوتبال آن مشهور بود در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تبدیل به متحدی مهم و استراتژیک برای کشورمان شد که محور اصلی آن بین تهران و کاراکاس قرار داشت.

حضور ایران در آمریکای لاتین علاوه بر اهمیت بالای اقتصادی آن با توجه به اینکه زمانی این منطقه حیات خلوت ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شد سبب به وجود آمدن نوعی پرستیژ و برابری سیاسی با آمریکا در نزدیک‌ترین منطقه به قدرتمندترین دشمن ایران شد.

*بیست برابر شدن روابط اقتصادی ایران و آمریکای لاتین

شاید عمق روابط ایران با کشورهای آمریکای لاتین در روابط اقتصادی کشورمان با این دولت‌ها قابل درک باشد.در حالی که حجم روابط اقتصادی ایران و کشورهای آمریکای لاتین تا قبل از ریاست جمهوری احمدی‌نژاد کمتر از 500 میلیون دلار بود در حال حاضر به بیش از 20 برابر افزایش یافته است.

ایران در پس از سال 84 به آمریکا دارو، محصولات صنعتی و تجهیزات مخابراتی صادر می‌کند و در مقابل محصولات کشاورزی و اعتبارات عمرانی دریافت می‌کند.

*ایران در آمریکای لاتین غرب را تهدید می کند

هم اکنون سطح روابط ایران و کشورهای آمریکای لاتین از مرز تبادلات اقتصادی عبور کرده و به سطح همکاری‌های امنیتی رسیده است. حضور ژنرال‌های ایرانی در آمریکای لاتین و بخصوص درخواست این کشورها برای همکاری نظامی با ایران در امور گوناگون و آموزش نیروها نکته‌ای است که حتی باعث نگرانی مسئولان خارجی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است.

مقامات اسرائیلی و آمریکایی بارها از نفوذ ایران در منطقه ابراز نگرانی و آن را زمینه به خطر افتادن جدی منافع خود عنوان کردند. ابراز نگرانی این چنینی ناشی از این واقعیت است که امروز ایران توانسته است در نیمکره غربی و نزدیک ‌ترین منطقه به ایالات متحده آمریکا منافع این کشور را تهدید کند.

*راهبرد دوستونی احمدی‌نژاد در برابر آمریکا

‌سیاست خارجی دولت نهم و دهم در رابطه با آمریکا یکی از پر فراز و نشیب ترین بخش‌های دیپلماسی بین المللی دولت بوده است.

البته این مسئله ای نیست که تنها محدود به دولت محمود احمدی نژاد باشد، بلکه به دلیل اصطکاک فراوان منافع ایران و آمریکا چه در سطح منطقه و چه در سطح مجامع بین المللی،نحوه تعامل با آمریکا از اهمیت و حساسیت فراوانی برای دولت های سازندگی و اصلاحات برخوردار بوده است.

اما در این بین باید پذیرفت که دولت احمدی‌نژاد در شرایطی بر سرکار آمد که آمریکا عملا تلاش می کرد تا با تمام توان، نظم جدیدی را برای منطقه ایجاد کند و به طور حتم پیکان اصلی این تغییر نیز ایران به عنوان اصلی‌ترین نیروی مقابل این کشور بود؛ شرایطی که شاید هیچ کشوری در دنیا با این عمق و نزدیکی با آن روبه‌رو نیست.

*راهبرد دو ستونی احمدی‌نژاد در مقابل آمریکا

احمدی نژاد زمانی که در سال 2005 به ریاست جمهوری رسید،آمریکا با بیش از یکصد و پنجاه هزار نیروی نظامی در عراق و افغانستان حضور نظامی داشت.

چنین تمرکز نیروی نظامی عملا از زمان پیروزی انقلاب تا آن وقت بی سابقه بود و فشار تبلیغاتی عجیبی نیز مبنی بر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران از سوی رسانه های غربی وجود داشت.

عملا به دلیل قطع رابطه دیپلماتیک بین ایران و آمریکا امکان هیچ گونه فعالیتی از سوی دستگاه های سیاست خارجی زیر مجموعه دولت وجود نداشت، با این حال احمدی نژاد سیاست خود را در قبال آمریکا در دو راهبرد جداگانه در پیش گرفت.

*نبرد در قلب دشمن

راهبرد اول، سفرهای مداوم و سالانه به ایالات متحده در قالب حضور در مجمع عمومی سازمان ملل بود، گرچه این سفرها ارتباطی با ایالات متحده به عنوان میزبان این سازمان بین المللی نداشت اما می توانست به عنوان بازوی کمکی در ارتباط دو جانبه با گروه های مردمی آمریکا ایفای نقش کند.

تقریبا در تمام سفرهای سالانه احمدی نژاد به آمریکا دیدار با گروه های مختلف از جمله اساتید دانشگاه، هنرمندان، گروه های ضد جنگ و دانشجویان انجام شد.

شاید اوج این ارتباط متقابل سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بود که با استقبال عجیب دانشجویان آمریکایی روبه رو شد، گرچه توهین های مداوم «لی بولینگر» رییس این دانشگاه، نقطه منفی در این نشست محسوب می شد، اما علاقه به شناخت ایران در تقاضای دانشجویان یهودی آمریکایی برای گفتگو با احمدی نژاد مشهود بود.

این راهبرد شاید به تنهایی نتوانست به طور کامل با هجمه رسانه ای غرب مقابله کند، اما توانست نقشی حداقلی را در آشنایی مردم آمریکا با این کشورمان ایفا کند.

*در جبهه داخلی نیز باید جنگید

راهبرد دوم احمدی نژاد داشتن موضع محکم در مقابل هجمه های سنگین ایالات متحده به خصوص در سخنرانی های داخلی بود. گرچه این راهبرد از سوی برخی محافل، نوعی رادیکالیسم در سیاست خارجی محسوب می شد، اما در آن شرایط توانست به تقویت اراده ملی در مقابل آمریکا بیانجامد.

با این حال رئیس‌جمهور در تمام سخنرانی های خود با وجود انتقاد از سیاست های دولت آمریکا تلاش می کرد تا با ایجاد نوعی تفکیک بین مردم و دولت آمریکا از تضعیف راهبرد اول خود جلوگیری کند.

*دیپلماسی نامه ای

شاید یکی از عجیب ترین ابتکارات احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری نامه وی به جرج بوش، رییس جمهور وقت آمریکا باشد. ارسال این نامه که در همان زمان انتقادات فراوان داخلی را برانگیخت، با واکنش مثبت آمریکایی ها نیز روبه رو نشد.

با این حال رئیس‌جمهور این رویه را در ارسال نامه هایی به «مرکل» صدراعظم آلمان و «پاپ» نیز ادامه داد.

*ستون دوم فرو می ریزد

با به پایان رسیدن دولت جرج بوش و شکست سیاست های نظامی آمریکا در منطقه و به قدرت رسیدن «باراک اوباما»، عملا یکی از راهبردهای دولت احمدی نژاد در مقابل آمریکا فرو ریخت.

با ابراز تمایل صریح دولت آمریکا برای برقراری رابطه با ایران، دولت احمدی نژاد با دادن سیگنال هایی از تمایل خود برای مذاکره با این کشور خبر داد.

گرچه بعدها با حمایت صریح اوباما از جریان فتنه و اعمال تحریم های سنگین از سوی این دولت،نیت اوباما از مطرح کردن چنین ادعاهایی مشخص شد،اما رئیس‌جمهور در آخرین حضور خود در سازمان ملل ،عملا حل مشکل هسته ای ایران را منوط به حل شدن مشکلات بین ایران و آمریکا عنوان کرد.

*آمریکایی ها نیز مشتاق مذاکره اند

نظر در لفافه پیچیده شده احمدی نژاد برای مذاکره با آمریکا در آخرین سفر خود به سازمان ملل متحد گرچه در داخل با استقبال فراوانی رو به رو نشد، اما در مقابل ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی «اوباما» در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری، تمایل عجیبی برای مذاکره با ایران نشان داد.

موج تبلیغاتی این مذاکره با شایعات مختلف خبری از سوی روزنامه ها و رسانه های آمریکایی با محور دیدار مقامات عالی رتبه ایرانی،آمریکایی دنبال شد و در نهایت به اظهار نظر صریح علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه انجامید که مذاکره با آمریکا از اختیارات رهبری است اما وی مذاکره موردی این دو کشور را کاملا ممکن دانست.
telegram 19dey.com

شبکه خبری

نسخه قابل چاپ:
تعداد نظرات: 0
همه مطالب تاریخ: ١٩-٠٩-١٣٩١, ١٣:٢۶

   

پر مبحث ترین ها