19 دی آنلاین: «فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران قریب به ۲۰ روز پیش از تصویب طرحی خبر داد که بر اساس آن، هر فرد یا نیرویی که موفق به هلاکت یا دستگیری یک نیروی متجاوز آمریکایی شود، جایزهای معادل ۳۰ هزار دلار دریافت خواهد کرد؛ طرحی که در ظاهر ماهیتی نظامی و بازدارنده دارد، اما در لایههای اصلی خود، بیش از هر چیز یک فراخوان رسمی برای مشارکت عمومی در دفاع از کشور محسوب میشود.»
محمدرضا نورمحمدیان، در یادداشتی با این مقدمه مینویسد: امیر سرلشکر امیر حاتمی فرمانده کل ارتش، با اعلام این طرح گفت که با توجه به حجم بالای درخواستهای مردمی برای مشارکت در «جهاد مالی»، ارتش جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه این مشارکتها و به ضمانت خود، جایزهای برای افرادی در نظر گرفته که موفق به هلاکت یا دستگیری و تحویل نیروی متجاوز آمریکایی شوند. بر اساس این طرح، زنان ایرانی که موفق به چنین اقدامی شوند، دو برابر این مبلغ را دریافت خواهند کرد. فرمانده کل ارتش همچنین تأکید کرد که سلاح هر فردی که در این مسیر موفق عمل کند، به دو برابر قیمت خریداریشده و یک سلاح جدید در اختیار او قرار میگیرد، در حالی که سلاح اولیه در موزهای که برای این منظور پیشبینی شده، نگهداری خواهد شد. او در پایان با لحنی هشدارآمیز خطاب به نیروهای آمریکایی گفت که این سرزمین ایران است و هر اشتباهی از سوی آنان، به درسی عبرتآموز در طول تاریخ بدل خواهد شد.
مشارکت مردمی؛ لایه پنهان یک طرح نظامی
نکتهای که در نگاه نخست ممکن است در میان جزئیات این طرح ــ از رقم دلاری جایزه گرفته تا ایده موزه سلاح ــ کمرنگ دیده شود، همان عبارتی است که در ابتدای صحبتهای فرمانده کل ارتش به کار رفت: «جهاد مالی». در اظهارات فرمانده ارتش، پشتوانه مالی این جایزه، مشارکت افرادی معرفی شده که در «جهاد مالی» مشارکت کردهاند و ارتش نیز ضمانت اجرای آن را بر عهده گرفته است. به بیان دیگر، ارتش در این اظهارات، خود را نه صرفاً صاحب یک ابتکار، بلکه پاسخدهنده به خواستی از پیش موجود در میان بخشی از جامعه معرفی میکند؛ خواستی که به گفته فرمانده کل ارتش، با حجم زیادی از درخواستها همراه بوده است.
از این منظر، دایره مخاطبان این طرح را نمیتوان به نیروهای رسمی و نظامی محدود دانست و به نظر میرسد پیام آن، دستکم در سطح گفتمان، جامعه گستردهتری را نیز دربر میگیرد. در این چارچوب، مشارکت در دفاع از کشور صرفاً به رزمندگان حرفهای محدود نمیشود و شهروندان نیز میتوانند خود را واجد نقشی در مواجهه با تهدید خارجی بدانند.
شهروند-رزمنده؛ وقتی مرز میدان و جامعه کمرنگ میشود
شاید یکی از معنادارترین بخشهای این طرح، جایی باشد که پای زنان ایرانی به میان میآید؛ تعیین جایزه دوبرابری برای زنان، دایره مخاطبان طرح را بهوضوح از نیروهای رزمی و رسمی فراتر میبرد. در این نگاه، دفاع از کشور دیگر صرفاً امری متعلق به پادگان و میدان نبرد نیست؛ جامعه نیز مخاطب آن قرار میگیرد و حتی برای مشارکت زنان، امتیاز ویژهای تعریف میشود. از منظر رسانهای، این صورتبندی تلاشی برای نزدیک کردن مفهوم دفاع به زندگی روزمره و تبدیل آن از یک مأموریت سازمانی به مفهومی قابل مشارکت برای عموم جامعه است.
اما سلاحی که قرار است پس از این اقدام به موزه سپرده شود، این ایده را یک گام جلوتر میبرد. اینجا دیگر فقط صحبت از پاداش نیست؛ صحبت از «یادمان» است. سلاح فرد مشارکتکننده قرار است از میدان درگیری به بخشی از حافظه و یادمان جنگ و دفاع تبدیل شود و کنش فردی را در قالبی ماندگارتر به حافظه رسمی جنگ و دفاع پیوند بزند. از همین زاویه، موزه را میتوان حلقه اتصال میان مشارکت فردی، حافظه جمعی و ادبیات رسمی دفاع دانست؛ جایی که یک کنش مقطعی، امکان تبدیل شدن به یک الگو و خاطره عمومی را پیدا میکند.
یک طرح، دو مخاطب؛ دشمن خارجی و جامعه داخلی
در تحلیل فراخوان فرمانده کل ارتش، میتوان دو لایه همزمان را از یکدیگر تفکیک کرد؛ نخست، لایه بازدارندگی بیرونی که مخاطب آن طرف مقابل، بهویژه نیروهای آمریکایی، است و دوم، لایه پیام داخلی که افکار عمومی و جامعه را مخاطب قرار میدهد. هشدار صریح فرمانده کل ارتش خطاب به «نیروهای متجاوز آمریکایی» در چارچوب نخست قابل فهم است، اما جزئیاتی مانند اتکا به مشارکت مالی، تعیین جایزه دوبرابری برای زنان و انتقال سلاح مورد استفاده به موزه، نشان میدهد که این طرح را میتوان واجد یک لایه مهم اجتماعی نیز دانست. از این منظر، طرح صرفاً یک سازوکار نظامی برای مواجهه با دشمن نیست؛ بلکه در سطح گفتمان، تلاشی برای گسترش مفهوم مشارکت در دفاع از کشور و تعریف نقشی برای شهروندان در مواجهه با تهدید خارجی است.
۳۰ هزار دلار؛ فراتر از یک جایزه
در نهایت، اهمیت این طرح را نمیتوان صرفاً در رقم ۳۰ هزار دلار یا حتی پاداش دوبرابری زنان جستوجو کرد. آنچه این عدد را معنادار میکند، پیامی است که در کنار مجموعهای از عناصر دیگر به جامعه منتقل میشود؛ از «جهاد مالی» و مشارکت مردمی گرفته تا تعریف نقشی برای شهروندان و تبدیل سلاح مورد استفاده به یک یادمان. در این چارچوب، جایزه ۳۰ هزار دلاری بیش از آنکه صرفاً یک مشوق مالی باشد، بخشی از گفتمانی است که میکوشد مفهوم دفاع از کشور را از یک مأموریت صرفاً نظامی فراتر ببرد و آن را به تجربهای جمعی پیوند بزند.
از این منظر، ۳۰ هزار دلار قیمت یک سرباز آمریکایی نیست؛ قیمت یک پیام است. پیامی که یک سوی آن خطاب به دشمن خارجی، بر هزینه و پیامد هرگونه اقدام علیه ایران تأکید میکند و سوی دیگر آن، جامعه داخلی را مخاطب قرار میدهد و از امکان مشارکت در دفاع سخن میگوید. شاید به همین دلیل، مهمترین بخش این طرح نه رقم جایزه، بلکه تصویری باشد که از نسبت میان ارتش، شهروند و دفاع از کشور ارائه میکند؛ تصویری که در آن، فاصله میان میدان نبرد و جامعه کمرنگتر میشود.
مشارکت مردمی؛ لایه پنهان یک طرح نظامی
نکتهای که در نگاه نخست ممکن است در میان جزئیات این طرح ــ از رقم دلاری جایزه گرفته تا ایده موزه سلاح ــ کمرنگ دیده شود، همان عبارتی است که در ابتدای صحبتهای فرمانده کل ارتش به کار رفت: «جهاد مالی». در اظهارات فرمانده ارتش، پشتوانه مالی این جایزه، مشارکت افرادی معرفی شده که در «جهاد مالی» مشارکت کردهاند و ارتش نیز ضمانت اجرای آن را بر عهده گرفته است. به بیان دیگر، ارتش در این اظهارات، خود را نه صرفاً صاحب یک ابتکار، بلکه پاسخدهنده به خواستی از پیش موجود در میان بخشی از جامعه معرفی میکند؛ خواستی که به گفته فرمانده کل ارتش، با حجم زیادی از درخواستها همراه بوده است.
از این منظر، دایره مخاطبان این طرح را نمیتوان به نیروهای رسمی و نظامی محدود دانست و به نظر میرسد پیام آن، دستکم در سطح گفتمان، جامعه گستردهتری را نیز دربر میگیرد. در این چارچوب، مشارکت در دفاع از کشور صرفاً به رزمندگان حرفهای محدود نمیشود و شهروندان نیز میتوانند خود را واجد نقشی در مواجهه با تهدید خارجی بدانند.
شهروند-رزمنده؛ وقتی مرز میدان و جامعه کمرنگ میشود
شاید یکی از معنادارترین بخشهای این طرح، جایی باشد که پای زنان ایرانی به میان میآید؛ تعیین جایزه دوبرابری برای زنان، دایره مخاطبان طرح را بهوضوح از نیروهای رزمی و رسمی فراتر میبرد. در این نگاه، دفاع از کشور دیگر صرفاً امری متعلق به پادگان و میدان نبرد نیست؛ جامعه نیز مخاطب آن قرار میگیرد و حتی برای مشارکت زنان، امتیاز ویژهای تعریف میشود. از منظر رسانهای، این صورتبندی تلاشی برای نزدیک کردن مفهوم دفاع به زندگی روزمره و تبدیل آن از یک مأموریت سازمانی به مفهومی قابل مشارکت برای عموم جامعه است.
اما سلاحی که قرار است پس از این اقدام به موزه سپرده شود، این ایده را یک گام جلوتر میبرد. اینجا دیگر فقط صحبت از پاداش نیست؛ صحبت از «یادمان» است. سلاح فرد مشارکتکننده قرار است از میدان درگیری به بخشی از حافظه و یادمان جنگ و دفاع تبدیل شود و کنش فردی را در قالبی ماندگارتر به حافظه رسمی جنگ و دفاع پیوند بزند. از همین زاویه، موزه را میتوان حلقه اتصال میان مشارکت فردی، حافظه جمعی و ادبیات رسمی دفاع دانست؛ جایی که یک کنش مقطعی، امکان تبدیل شدن به یک الگو و خاطره عمومی را پیدا میکند.
یک طرح، دو مخاطب؛ دشمن خارجی و جامعه داخلی
در تحلیل فراخوان فرمانده کل ارتش، میتوان دو لایه همزمان را از یکدیگر تفکیک کرد؛ نخست، لایه بازدارندگی بیرونی که مخاطب آن طرف مقابل، بهویژه نیروهای آمریکایی، است و دوم، لایه پیام داخلی که افکار عمومی و جامعه را مخاطب قرار میدهد. هشدار صریح فرمانده کل ارتش خطاب به «نیروهای متجاوز آمریکایی» در چارچوب نخست قابل فهم است، اما جزئیاتی مانند اتکا به مشارکت مالی، تعیین جایزه دوبرابری برای زنان و انتقال سلاح مورد استفاده به موزه، نشان میدهد که این طرح را میتوان واجد یک لایه مهم اجتماعی نیز دانست. از این منظر، طرح صرفاً یک سازوکار نظامی برای مواجهه با دشمن نیست؛ بلکه در سطح گفتمان، تلاشی برای گسترش مفهوم مشارکت در دفاع از کشور و تعریف نقشی برای شهروندان در مواجهه با تهدید خارجی است.
۳۰ هزار دلار؛ فراتر از یک جایزه
در نهایت، اهمیت این طرح را نمیتوان صرفاً در رقم ۳۰ هزار دلار یا حتی پاداش دوبرابری زنان جستوجو کرد. آنچه این عدد را معنادار میکند، پیامی است که در کنار مجموعهای از عناصر دیگر به جامعه منتقل میشود؛ از «جهاد مالی» و مشارکت مردمی گرفته تا تعریف نقشی برای شهروندان و تبدیل سلاح مورد استفاده به یک یادمان. در این چارچوب، جایزه ۳۰ هزار دلاری بیش از آنکه صرفاً یک مشوق مالی باشد، بخشی از گفتمانی است که میکوشد مفهوم دفاع از کشور را از یک مأموریت صرفاً نظامی فراتر ببرد و آن را به تجربهای جمعی پیوند بزند.
از این منظر، ۳۰ هزار دلار قیمت یک سرباز آمریکایی نیست؛ قیمت یک پیام است. پیامی که یک سوی آن خطاب به دشمن خارجی، بر هزینه و پیامد هرگونه اقدام علیه ایران تأکید میکند و سوی دیگر آن، جامعه داخلی را مخاطب قرار میدهد و از امکان مشارکت در دفاع سخن میگوید. شاید به همین دلیل، مهمترین بخش این طرح نه رقم جایزه، بلکه تصویری باشد که از نسبت میان ارتش، شهروند و دفاع از کشور ارائه میکند؛ تصویری که در آن، فاصله میان میدان نبرد و جامعه کمرنگتر میشود.
- نویسنده :
- منبع :
https://19dey.com/news/105758











