رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم گفت: رسانههای ما متأسفانه به دلیل بیتوجهی، گرفتار یک عقب ماندگی مزمن از جامعه شدهاند یعنی الان مسائل و مشکلات جامعه به نحو دیگری پیش میرود و رسانههای ما با وضعیت دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ پیش میروند.
به گزارش شفقنا، روزنامه سراسری ۱۹ دی از سال ۱۳۷۸ با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی مرتضی داستانی در قم فعالیت خود را آغاز کرد و نخستین روزنامه رنگی استان قم لقب گرفت. به گفته داستانی، این روزنامه در سال ۱۳۹۸ به دلیل وجود مشکلات کاغذ از یکسو و پایین آمدن اقبال مردم به رسانه های مکتوب از سوی دیگر تعطیل شد و مجدد از سال ۱۴۰۰ فعالیت خود را با انتشار محدود روزنامه و راه اندازی روزنامه اینترنتی ۱۹ دی از سر گرفت.
آقای مرتضی داستانی، پیشکسوت و مدرس روزنامه نگاری و رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم به خبرنگار شفقنا گفت: «با کاهش چشمگیر تیراژ روزنامه و زیان ده بودن فعالیت آن، تصمیم گرفته شد مدیریت مسئولی روزنامه واگذار شده و فعالیت رسانه ای در فضای مجازی و در پایگاه ۱۹ دی آنلاین انجام گیرد».
خبرنگار شفقنا در گفت وگویی با این پیشکسوت حوزه رسانه و خبر، به بررسی چالش های رسانه های دینی پرداخته است.
گفت وگوی تفصیلی شفقنا با آقای داستانی، رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم، را بخوانید:
وجه تمایز رسانه های مذهبی و غیر مذهبی چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. رسانه های مذهبی دو دسته هستند؛ یکسری از نشریات و رسانه های دینی ما در حوزه عام «اطلاع رسانی» فعالیت می کنند و دسته دیگر، رسانه هایی هستند که «تخصصی» هستند و کارشان تبیین مسائل و مشکلات حوزه خودشان است. به نظر من، هر دو این نوع رسانه های دینی ما این روزها با چالش های جدی روبرو هستند.
بخش عمده ای از گرفتاری ما در حوزه رسانه های دینی به اینجا برمی گردد که در تولید مطالب به نیاز و منافع مخاطب توجه نمی کنیم و آنچه که خودمان می پسندیم را تولید میکنیم. توجه به ذائقه مخاطب نمی کنیم.
از این رو رسانه های ما متاسفانه به دلیل بیتوجهی، گرفتار یک عقب ماندگی مزمن از جامعه شده اند یعنی الان مسائل و مشکلات جامعه به نحو دیگری پیش می رود و رسانههای ما با وضعیت دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ پیش می روند. و نتیجه این می شود که رسانه های ایران – نه فقط رسانه های دینی- دچار یک عقب ماندگی هستند. یعنی اکنون یک فاصله جدی بین مردم و رسانه های داخل کشور به وقوع پیوسته است. درحالیکه فبلا این رسانه ها بودند که جامعه را اداره و هدایت میکردند و باعث تنویر افکار عمومی بودند، اما الان رسانههای دیگری که رسمی نیستند افکار جامعه را اداره می کنند چون مخاطب در رسانه های رسمی مطلب موردنظر خود را پیدا نمی کند. اگر مردم ما چیزی که دوست دارند یا در آن منفعتی بینند را در رسانه ما ببینند سراغ رسانه های دیگر نمی روند. ولی امروز اعتماد آنها از رسانه های دشمی در حال سلب شدن است، در این حالت، آنچه رسانه منتقل می کند را کامل نمی پذیرد بلکه نقطه مقابل را هم می بیند و ارزیابی می کند.
بی تردید اگر ما اطلاعات درست و به موقع داده بودیم، مردم سراغ رسانه های برون مرزی نمی رفتند. کمااینکه در جنگ ۱۲ روزه، بخش زیادی از مردم ما هم تلویزیون ایران را می دیدند و هم اینترنشنال را. این نشان می دهد که ما رسانه ها از آنچه باید باشیم، خیلی فاصله گرفتیم.
یعنی از نظر شما، عمده ضعف رسانه ها مربوط به محتواست؟
عمدتا همین است؛ گرچه ضعف شکلی هم داریم. یعنی امکان دارد شما مطلب را به شکلی ارائه بدهید که مورد توجه مخاطب نباشد و همان مطلب به گونه ای دیگر و به شیوه دیگر عرضه شود و اتفاقا مورد پذیرش مخاطب قرار بگیرد. بنابراین اینطوری نیست که فقط محتوا ایراد داشته باشد بلکه در شکل ارائه مطلب هم ضعف داریم.
به نظر شما بیشترین رسالت رسانه های مذهبی فقط ترویج و تبلیغ دین است یا وظایف اجتماعی و فرهنگی هم دارند؟
این مسئله تفکیک ناپذیر است. یعنی اگر در حوزه دین خوب کار کنید در فرهنگ عمومی مردم اثر می گذارد ولی آنچه باید مورد توجه قرار گیرد اینکه رسانهای که با انگیزههای انسانی انسان سر و کار نداشته باشد هیچ وقت موفق نمی شود چون اگر حتی در همین حوزههای دین بخواهد کار تهییجی یا تبلیغی کند و موفق بشود باید خوب ارتباط برقرار کند و وقتی توانست این ارتباط را برقرار کند و این اعتماد را ایجاد کند، آنگاه می تواند تاثیر گذاری خوبی در مسائل اجتماعی و فرهنگی داشته باشد چون با انگیزههای انسانی انسان چه اجتماعی و چه فرهنگی خودش را تطبیق داده یا هدایت آن را خوب دست گرفته است.
مهمترین چالش ها و موانعی که رسانه های مذهبی با آن روبرو هستند چیست؟
یکی از مشکلات مهم این رسانه ها، «وابسته بودن» است. رسانه های مذهبی به دلیل اینکه وابسته به کسانی هستند که پول این نشریات دست آنهاست – چه مستقیم از دولت و حکومت چه با واسطه از دولت- به گونهای زیر چاپ می روند که رضایت کارفرمای خود را داشته باشد نه مردم و مخاطبین را. به عبارت دیگر، نشریه را به گونه ای زیر چاپ می برند که آنکس که هزینه آنها را پرداخت می کند بپسندد نه اینکه فروش بیشتری داشته باشند. اگر این تفکر اصلاح شود خیلی از مسائل رسانه ها اصلاح می شود.
یکی از عللی که رسانه ها و نشریات حوزه دین در دهه ۶۰ موفق بودند، این است که در آن دوره هیچکس هیچ مطلبی نمینوشت که مورد رضایت کسی باشد که بودجه او را تامین می کند یعنی همه دنبال این بودند کاری کنند که فروش بیشتر و مخاطب بیشتری داشته باشند البته ذائقه جامعه هم متفاوت بود یعنی همان زمان هم اگر کسی رسانهای و نشریهای برای خوشامد کسی در میآورد آنطور که باید مورد توجه قرار نمی گرفت. متاسفانه از زمانی که بودجههایی مثل بودجههای تهاجم فرهنگی و غیره وارد برخی موسسات شد ما برای خوشامد کسانی که بودجه دستشان بود، مطلب نوشتیم.
یک مسئله دیگری که در مراکز دینی ما «آفت» است، اینکه خیلی از فعالیتهای دینی، گزارش عملکرد محسوس ندارند یعنی مثلاً موسسه زدند که فعالیت انجام دهند ولی این فعالیت خیلی محسوس نیست اما وقتی نشریه چاپ می کنند، این نشریه را ارائه می دهند که بودجه موسسه خود را بگیرند.
اگر نگاه ژورنالیستی و رسانهای به حوزه رسانه دین تزریق شود به نظرم یک بخش قابل توجهی از این مشکلات محتوایی کم می شود و از آن طرف شاهد یک تحول و جهشی در شکل کار خواهیم بود خصوصاً در حوزه نشریاتی که عمدتاً به شکل مجموعه مقاله منتشر می شوند. خیلی از نشریاتی که نگاه میکنیم طی ۲۰ تا ۳۰ سال هیچ فرقی نکردند. ۵ تا ۶ تا مقاله از این طرف و از آن طرف گرفتند با یک پیشگفتار و یادداشت مقاله منتشر کردند، این سبک کار تا کی می تواند جواب بدهد؟
واقعیت تلخ بیتوجهی به مخاطب و منفعت مخاطب فقط به حوزه دین معطوف نیست. غیر از حوزه ورزش و حوزه فیلم و سینما بقیه حوزهها هم کمابیش این مشکلات را دارند. رسانه ها و نشریات ورزشی و نیز فیلم و سینما «اُفت» ی که بقیه حوزه ها کردند، را نکردند چون این دو حوزه به منفعت مخاطبش نگاه می کند و جزئیات این حوزه را به مخاطب می رساند. اما مثلا در حوزه علم اینگونه نیست. اینقدر که به شخصیت های حوزه ورزش و سینما پرداخته می شود، آیا همان مقدار به دانشمندان و شخصیت های علمی و دینی پرداخته می شود؟ شاید اگر پرداخته شود، الگوگیری از اینها هم متفاوت شود.
معتقدم حوزه علم و دین ما رسانهای نشده است؛ رسانه ای شدن به دوتا خبر نیست. حوزه فیلم چگونه رسانه ای شده است؟ کوچکترین اتفاق از حوزه ورزش و فیلم را مردم خبردار می شوند گویی ورزش و فوتبال در یک اتاق شیشهای قرار گرفته است. وقتی اینگونه شد، جذابیت پیدا می کند. اگر حوزه علم و دین را هم در یک اتاق شیشه ای قرار دهیم، این حوزه هم جذابیت پیدا می کند. حوزه علم اصلا در کشور ما رسانه ای نیست. من چندبار پیشنهاد کردم در ورودی قم VIP خبر بگذارید دانشمندان، شخصیت ها و اساتیدی که از کشورهای دیگر به قم می آیند، استراحت کوتاهی داشته باشند و به سوالات رسانه ها پاسخ دهند، مقامات استان از این نظر استقبال کردند اما اقدامی انجام ندادند.
در روزنامه و پایگاه خبری ۱۹ دی آنلاین چقدر به مطالب مذهبی توجه کردید و برای جذب مخاطب چه اقداماتی انجام دادید؟
اولا زمینه فعالیت روزنامه را «مذهبی» ذکر نکردیم ولی چون «فرهنگی» ذکر کردیم برای خودمان احساس مسئولیت می کردیم و یکسری مسئولیت های فردی برای خود قائل بودیم. به همین دلیل، صفحه «عقیدتی» داشتیم و از آن طرف هم احساس میکردیم که خبرهای آقایان علما و مراجع خیلی بازتاب خوبی داده نمی شود و لذا توجه ما بیشتر از شاید روزنامهها و رسانهها به این بود که نقطه نظرات آقایان بازتاب داده شود به همین خاطر، این روزنامه جایگاهی بین علما و مراجع پیدا کرده بود. یک زمانی هر هفته با یک نفر در خیابان بدون اینکه شناخت قبلی داشته باشیم، گفت وگو می کردیم و از زندگی او می پرسیدیم. این کار مورد استقبال قرار گرفت. یعنی اگر نوع شکل کار تفاوت کند مردم این تفاوت را محسوس میبینند.
آیا رسانه های مذهبی نقاط قوتی هم دارند؟ چگونه این نقاط ضعف را باید برطرف کرد؟
یکی از مواردی که به نظر من در حوزه دین وجود ندارد این است که حوزه باید اشکالات خود را در رسانه ببیند و برطرف کند و اگر نبیند در رسانه های دیگر می بیند. اینکه حوزه رسانه دین اشکالات حوزههای دیگر را مطرح کند، نمیدونم خوب است یا بد! ولی چقدر مشکلات این حوزه را خودش مطرح می کند؟ در تعریف گزارشگر می گوئیم گزارشگر کارش این است که به جاهای تاریک، نور بتاباند. چقدر رسانههای حوزه دین به قسمتهای تاریک چراغ میتابانند ؟ مراکز دینی ما در رسانهها باید پاسخگو باشند، چقدر پاسخگو هستند؟ طرح سوالات خیلی کم است، وقتی سوالات کم باشد، حوزه دین رشد نمی کند، حوزه دین رشد نکرد، رسانه هم رشد نمی کند. ما گرفتار یک سیکل معیوبی شدیم و آن هم اینکه نهادهای دینی، رسانههای دینی را ایجاد میکنند تا تعریف و تمجید شوند. این سبب می شود که حوزه رسانه دین نتواند آنگونه که باید و شاید جایگاه خاصی برای خود پیدا کند و چه بسا حتی مخاطبین خود را هم از دست بدهد.
بعضی از رسانههای دینی هم به خاطر اقتضائات سیاسی شکل گرفتند و با کمرنگ شدن این اقتضائات، فعالیت آنها هم کمرنگ می شود. یعنی وقتی فکر ما از همان اول معطوف به این نیست که رسانهای ایجاد کنیم که اولا نهادهای دینی را پاسخگو کند و دوم اینکه جاهایی که اشکال هست اشکالات را نشان دهد، تفکری ایجاد می شود که در مقطعی مهم است ولی تاریخ مصرف دارد، هنگامی که تاریخ مصرف آن تمام می شود از انتفاع میافتد یا حداقل کم می شود.
یعنی یکی از عواملی که مانع تاثیر گذاری رسانه می شود بحث سیاسی بودن و سیاسی شدن یا نگاه سیاسی رسانه ها است؟
نگاه سیاسی را نمی توان حذف کرد و جزو بخشی از زندگی همه ماست. و هیچ رسانه ای نمی تواند منکر «نگاه سیاسی» شود. نکته دیگر این است که افق سیاسی شما به عنوان رسانه چقدر است؟ وقتی ما افق و صبغه سیاسی خود را انقدر پایین می آوریم که در حد یک کارکرد حزبی یا کارکرد انتخاباتی تعریف شود، آن رسانه حزبی می شود. اگه کارکرد ملی و دینی پیدا کند خیلی تفاوت پیدا می شود یعنی نوع افق باعث می شود که به عملکرد سایه بندازد.
در حال حاضر علیرغم اینکه رسانههای مذهبی، تولیدات دینی و مذهبی دارند اما تاثیرگذاری لازم را ندارند، علت این امر چیست؟
نپرداختن به دغدغههای اصلی مردم. در یک دوره ای دغدغه های غیر دینی مردم اینقدر بزرگ می شود که دغدغه های دینی خود را در اولویت دوم قرار می دهند. در چنین شرایطی وقتی سراغ دغدغههای دینی بروی پاسخ دریافت نمی کنی. و لذا حداقل باید موازی حرکت کرد یعنی هم دغدغه های دینی را مطرح کرد و هم دغدغه های غیر دینی و مادی مردم را تا احساس کنند که درد آنها را می فهمی. در دوره دوم خرداد برخی رسانه های حوزه دین فعالیتشان زیاد بود و بعد از این دوره فروکش کرد. چرا؟ چون هدف آنها بدنام کردن و سرکوب دولت وقت بود.
رسانههای مذهبی تا چه اندازه توانستند متناسب با زبان نسل جدید تولید محتوا کنند؟
اگر توانسته بودند چنین کاری کنند الان هیچ مشکلی نداشتند. واقعیت این است که رسانهها، حکومت و همه ما با نسل جدید فاصله داریم. الان همه ما با زبان نسل جدید مشکل داریم و نمیفهمیم او چه می خواهد؟ جالب اینجاست که این نسل جدید سیاسی نیست و نمیخواهد سیاسی باشد. قاعده و ضابطه ای ندارد. این نسل، نوع مهندسی جدید می خواهد یعنی برای ارتباط با او باید یک مهندسی روابط جدید تعریف کرد.
رسانه های مذهبی درعرصه بین الملل توانستند حضوری موثر داشته باشند؟
ما کشوری هستیم که دیپلماسی دولتی ما در زمینه بین الملل ضعیف است. قطع یقین دیپلماسی مردمی و رسانهای ما از آن ضعیفتر است؛ یعنی وقتی ارتباطات دیپلماسی دولتی ضعیف باشد دیپلماسی عمومی ما هم ضعیف است. متاسفانه در شرایطی که دنیا با تحریمها، شکل کار ما را بست تا دیپلماسی دولتی ما خیلی موفق نشود، ما بایستی دیپلماسی عمومی خود را فعال میکردیم که جایگزین شود و این خلأ را پر کند، ولی نکردیم. اساتید، دانشمندان حتی چهرههای سیاسی مهم ایران مانند آقای ظریف، آقای روحانی، آقای خاتمی، آقای صالحی می توانستند در دنیا به عنوان ظرفیت دیپلماسی عمومی استفاده و جایگزین شوند اما استفاده نکردیم.
رسانههای مذهبی تا چه حد آمادگی دارند با نقدها و پرسشهای جدی درباره دین، سبک زندگی مذهبی یا عملکرد نهادهای دینی وارد گفتوگو شوند و فضایی برای طرح دیدگاههای متنوع ایجاد کنند؟
چنین قابلیت هایی در اهالی رسانه وجود دارد اما مساله این است که همه اینها وابسته به نهاد حاکمیتی یا نهاد مذهبی هستند و شاید این نهادها، نقدها و پرسش های جدی را برنتابند، یعنی همه این ظرفیت ها بستگی به ظرفیت نهادهای حاکمیتی دارد.
با توجه به تحولات سریع رسانهای، از جمله هوش مصنوعی و رسانههای سایبری، آینده رسانههای مذهبی را چگونه میبینید؟ برای ماندگاری و اثرگذاری در دهههای آینده چه تغییرات بنیادینی لازم است؟
اگر همگام با تحولات روز جهان، این رسانه ها تغییر نکنند که محکوم به تشییع جنازه هستند. ولی اگر بخواهند تحول ایجاد کنند، باید از درون نهادهای ایجادکننده رسانه ها، این تحول آغاز شود چون اگر با همان نوع نگاه و همان ظرفیت که اینها را به وجود آوردند بخواهند با شرایط امروز کار خود را پیش ببرند، نمی توانند. تا نهادهایی که اینها را با اهداف خاصی به وجود آوردند، نوع نگاه و رویکرد خود را تغییر ندهند، این رسانه هم رشد نخواهد کرد.
البته با آمدن هوش مصنوعی و فضایی که در جامعه ما ایجاد خواهد کرد، خودبخود اینها را جلو خواهد برد. تجربه هم ثابت کرده که اینها مقداری جلو می روند و از این ظرفیت جدید استفاده میکنند ولی اینکه تا چه اندازه جلو بروند متفاوت است ولی شکل کار به گونهای پیش می رود که هوش مصنوعی است که مجموعههای ما را به سمت خود می برد.
آیا رسانه های مذهبی و دینی با توجه به آمدن هوش مصنوعی، در آینده وجود خواهند داشت؟
در دنیا گرایش به مذهب هنوز هست، گرایش به دین و دینداری خیلی جاها شاید کمرنگ باشد اما وجود دارد یک دلیل آن است که گرایش به دین، فطری است و انسانی که از دین زده می شود، در یک نقطه ای دوباره به فطرت خود که دین خواهی است برمی گردد.
مشابه این اتفاقات برای روزنامه ها در جهان افتاد و بسیاری از روزنامهها از بین رفتند تا اینکه با شکل جدیدی برگشتند و جایگاه جدیدی برای خود تعریف کردند. مهم این است که کنشگران ما در همه حوزهها درک درستی از وضعیتی که درآن قرار دارند داشته باشند و حکومت هم این درک متقابل را داشته باشد که مشکلی برای آنها ایجاد نشود.
ما الان در یک دوران گذر با سرعت بالا به سر می بریم و باید تلاش کنیم که در این «پیچ تاریخی» کمتر آسیب ببینیم. والا قهرا زمانه همه ما را به سمت خود می برد و افرادی می مانند که از این شرایط استفاده کنند و سوار بر شرایط و زمان شوند.
مصاحبه کننده: اعظم حاتمی
آقای مرتضی داستانی، پیشکسوت و مدرس روزنامه نگاری و رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم به خبرنگار شفقنا گفت: «با کاهش چشمگیر تیراژ روزنامه و زیان ده بودن فعالیت آن، تصمیم گرفته شد مدیریت مسئولی روزنامه واگذار شده و فعالیت رسانه ای در فضای مجازی و در پایگاه ۱۹ دی آنلاین انجام گیرد».
خبرنگار شفقنا در گفت وگویی با این پیشکسوت حوزه رسانه و خبر، به بررسی چالش های رسانه های دینی پرداخته است.
گفت وگوی تفصیلی شفقنا با آقای داستانی، رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مدیران مطبوعات و رسانههای استان قم، را بخوانید:
وجه تمایز رسانه های مذهبی و غیر مذهبی چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. رسانه های مذهبی دو دسته هستند؛ یکسری از نشریات و رسانه های دینی ما در حوزه عام «اطلاع رسانی» فعالیت می کنند و دسته دیگر، رسانه هایی هستند که «تخصصی» هستند و کارشان تبیین مسائل و مشکلات حوزه خودشان است. به نظر من، هر دو این نوع رسانه های دینی ما این روزها با چالش های جدی روبرو هستند.
بخش عمده ای از گرفتاری ما در حوزه رسانه های دینی به اینجا برمی گردد که در تولید مطالب به نیاز و منافع مخاطب توجه نمی کنیم و آنچه که خودمان می پسندیم را تولید میکنیم. توجه به ذائقه مخاطب نمی کنیم.
از این رو رسانه های ما متاسفانه به دلیل بیتوجهی، گرفتار یک عقب ماندگی مزمن از جامعه شده اند یعنی الان مسائل و مشکلات جامعه به نحو دیگری پیش می رود و رسانههای ما با وضعیت دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ پیش می روند. و نتیجه این می شود که رسانه های ایران – نه فقط رسانه های دینی- دچار یک عقب ماندگی هستند. یعنی اکنون یک فاصله جدی بین مردم و رسانه های داخل کشور به وقوع پیوسته است. درحالیکه فبلا این رسانه ها بودند که جامعه را اداره و هدایت میکردند و باعث تنویر افکار عمومی بودند، اما الان رسانههای دیگری که رسمی نیستند افکار جامعه را اداره می کنند چون مخاطب در رسانه های رسمی مطلب موردنظر خود را پیدا نمی کند. اگر مردم ما چیزی که دوست دارند یا در آن منفعتی بینند را در رسانه ما ببینند سراغ رسانه های دیگر نمی روند. ولی امروز اعتماد آنها از رسانه های دشمی در حال سلب شدن است، در این حالت، آنچه رسانه منتقل می کند را کامل نمی پذیرد بلکه نقطه مقابل را هم می بیند و ارزیابی می کند.
بی تردید اگر ما اطلاعات درست و به موقع داده بودیم، مردم سراغ رسانه های برون مرزی نمی رفتند. کمااینکه در جنگ ۱۲ روزه، بخش زیادی از مردم ما هم تلویزیون ایران را می دیدند و هم اینترنشنال را. این نشان می دهد که ما رسانه ها از آنچه باید باشیم، خیلی فاصله گرفتیم.
یعنی از نظر شما، عمده ضعف رسانه ها مربوط به محتواست؟
عمدتا همین است؛ گرچه ضعف شکلی هم داریم. یعنی امکان دارد شما مطلب را به شکلی ارائه بدهید که مورد توجه مخاطب نباشد و همان مطلب به گونه ای دیگر و به شیوه دیگر عرضه شود و اتفاقا مورد پذیرش مخاطب قرار بگیرد. بنابراین اینطوری نیست که فقط محتوا ایراد داشته باشد بلکه در شکل ارائه مطلب هم ضعف داریم.
به نظر شما بیشترین رسالت رسانه های مذهبی فقط ترویج و تبلیغ دین است یا وظایف اجتماعی و فرهنگی هم دارند؟
این مسئله تفکیک ناپذیر است. یعنی اگر در حوزه دین خوب کار کنید در فرهنگ عمومی مردم اثر می گذارد ولی آنچه باید مورد توجه قرار گیرد اینکه رسانهای که با انگیزههای انسانی انسان سر و کار نداشته باشد هیچ وقت موفق نمی شود چون اگر حتی در همین حوزههای دین بخواهد کار تهییجی یا تبلیغی کند و موفق بشود باید خوب ارتباط برقرار کند و وقتی توانست این ارتباط را برقرار کند و این اعتماد را ایجاد کند، آنگاه می تواند تاثیر گذاری خوبی در مسائل اجتماعی و فرهنگی داشته باشد چون با انگیزههای انسانی انسان چه اجتماعی و چه فرهنگی خودش را تطبیق داده یا هدایت آن را خوب دست گرفته است.
مهمترین چالش ها و موانعی که رسانه های مذهبی با آن روبرو هستند چیست؟
یکی از مشکلات مهم این رسانه ها، «وابسته بودن» است. رسانه های مذهبی به دلیل اینکه وابسته به کسانی هستند که پول این نشریات دست آنهاست – چه مستقیم از دولت و حکومت چه با واسطه از دولت- به گونهای زیر چاپ می روند که رضایت کارفرمای خود را داشته باشد نه مردم و مخاطبین را. به عبارت دیگر، نشریه را به گونه ای زیر چاپ می برند که آنکس که هزینه آنها را پرداخت می کند بپسندد نه اینکه فروش بیشتری داشته باشند. اگر این تفکر اصلاح شود خیلی از مسائل رسانه ها اصلاح می شود.
یکی از عللی که رسانه ها و نشریات حوزه دین در دهه ۶۰ موفق بودند، این است که در آن دوره هیچکس هیچ مطلبی نمینوشت که مورد رضایت کسی باشد که بودجه او را تامین می کند یعنی همه دنبال این بودند کاری کنند که فروش بیشتر و مخاطب بیشتری داشته باشند البته ذائقه جامعه هم متفاوت بود یعنی همان زمان هم اگر کسی رسانهای و نشریهای برای خوشامد کسی در میآورد آنطور که باید مورد توجه قرار نمی گرفت. متاسفانه از زمانی که بودجههایی مثل بودجههای تهاجم فرهنگی و غیره وارد برخی موسسات شد ما برای خوشامد کسانی که بودجه دستشان بود، مطلب نوشتیم.
یک مسئله دیگری که در مراکز دینی ما «آفت» است، اینکه خیلی از فعالیتهای دینی، گزارش عملکرد محسوس ندارند یعنی مثلاً موسسه زدند که فعالیت انجام دهند ولی این فعالیت خیلی محسوس نیست اما وقتی نشریه چاپ می کنند، این نشریه را ارائه می دهند که بودجه موسسه خود را بگیرند.
اگر نگاه ژورنالیستی و رسانهای به حوزه رسانه دین تزریق شود به نظرم یک بخش قابل توجهی از این مشکلات محتوایی کم می شود و از آن طرف شاهد یک تحول و جهشی در شکل کار خواهیم بود خصوصاً در حوزه نشریاتی که عمدتاً به شکل مجموعه مقاله منتشر می شوند. خیلی از نشریاتی که نگاه میکنیم طی ۲۰ تا ۳۰ سال هیچ فرقی نکردند. ۵ تا ۶ تا مقاله از این طرف و از آن طرف گرفتند با یک پیشگفتار و یادداشت مقاله منتشر کردند، این سبک کار تا کی می تواند جواب بدهد؟
واقعیت تلخ بیتوجهی به مخاطب و منفعت مخاطب فقط به حوزه دین معطوف نیست. غیر از حوزه ورزش و حوزه فیلم و سینما بقیه حوزهها هم کمابیش این مشکلات را دارند. رسانه ها و نشریات ورزشی و نیز فیلم و سینما «اُفت» ی که بقیه حوزه ها کردند، را نکردند چون این دو حوزه به منفعت مخاطبش نگاه می کند و جزئیات این حوزه را به مخاطب می رساند. اما مثلا در حوزه علم اینگونه نیست. اینقدر که به شخصیت های حوزه ورزش و سینما پرداخته می شود، آیا همان مقدار به دانشمندان و شخصیت های علمی و دینی پرداخته می شود؟ شاید اگر پرداخته شود، الگوگیری از اینها هم متفاوت شود.
معتقدم حوزه علم و دین ما رسانهای نشده است؛ رسانه ای شدن به دوتا خبر نیست. حوزه فیلم چگونه رسانه ای شده است؟ کوچکترین اتفاق از حوزه ورزش و فیلم را مردم خبردار می شوند گویی ورزش و فوتبال در یک اتاق شیشهای قرار گرفته است. وقتی اینگونه شد، جذابیت پیدا می کند. اگر حوزه علم و دین را هم در یک اتاق شیشه ای قرار دهیم، این حوزه هم جذابیت پیدا می کند. حوزه علم اصلا در کشور ما رسانه ای نیست. من چندبار پیشنهاد کردم در ورودی قم VIP خبر بگذارید دانشمندان، شخصیت ها و اساتیدی که از کشورهای دیگر به قم می آیند، استراحت کوتاهی داشته باشند و به سوالات رسانه ها پاسخ دهند، مقامات استان از این نظر استقبال کردند اما اقدامی انجام ندادند.
در روزنامه و پایگاه خبری ۱۹ دی آنلاین چقدر به مطالب مذهبی توجه کردید و برای جذب مخاطب چه اقداماتی انجام دادید؟
اولا زمینه فعالیت روزنامه را «مذهبی» ذکر نکردیم ولی چون «فرهنگی» ذکر کردیم برای خودمان احساس مسئولیت می کردیم و یکسری مسئولیت های فردی برای خود قائل بودیم. به همین دلیل، صفحه «عقیدتی» داشتیم و از آن طرف هم احساس میکردیم که خبرهای آقایان علما و مراجع خیلی بازتاب خوبی داده نمی شود و لذا توجه ما بیشتر از شاید روزنامهها و رسانهها به این بود که نقطه نظرات آقایان بازتاب داده شود به همین خاطر، این روزنامه جایگاهی بین علما و مراجع پیدا کرده بود. یک زمانی هر هفته با یک نفر در خیابان بدون اینکه شناخت قبلی داشته باشیم، گفت وگو می کردیم و از زندگی او می پرسیدیم. این کار مورد استقبال قرار گرفت. یعنی اگر نوع شکل کار تفاوت کند مردم این تفاوت را محسوس میبینند.
آیا رسانه های مذهبی نقاط قوتی هم دارند؟ چگونه این نقاط ضعف را باید برطرف کرد؟
یکی از مواردی که به نظر من در حوزه دین وجود ندارد این است که حوزه باید اشکالات خود را در رسانه ببیند و برطرف کند و اگر نبیند در رسانه های دیگر می بیند. اینکه حوزه رسانه دین اشکالات حوزههای دیگر را مطرح کند، نمیدونم خوب است یا بد! ولی چقدر مشکلات این حوزه را خودش مطرح می کند؟ در تعریف گزارشگر می گوئیم گزارشگر کارش این است که به جاهای تاریک، نور بتاباند. چقدر رسانههای حوزه دین به قسمتهای تاریک چراغ میتابانند ؟ مراکز دینی ما در رسانهها باید پاسخگو باشند، چقدر پاسخگو هستند؟ طرح سوالات خیلی کم است، وقتی سوالات کم باشد، حوزه دین رشد نمی کند، حوزه دین رشد نکرد، رسانه هم رشد نمی کند. ما گرفتار یک سیکل معیوبی شدیم و آن هم اینکه نهادهای دینی، رسانههای دینی را ایجاد میکنند تا تعریف و تمجید شوند. این سبب می شود که حوزه رسانه دین نتواند آنگونه که باید و شاید جایگاه خاصی برای خود پیدا کند و چه بسا حتی مخاطبین خود را هم از دست بدهد.
بعضی از رسانههای دینی هم به خاطر اقتضائات سیاسی شکل گرفتند و با کمرنگ شدن این اقتضائات، فعالیت آنها هم کمرنگ می شود. یعنی وقتی فکر ما از همان اول معطوف به این نیست که رسانهای ایجاد کنیم که اولا نهادهای دینی را پاسخگو کند و دوم اینکه جاهایی که اشکال هست اشکالات را نشان دهد، تفکری ایجاد می شود که در مقطعی مهم است ولی تاریخ مصرف دارد، هنگامی که تاریخ مصرف آن تمام می شود از انتفاع میافتد یا حداقل کم می شود.
یعنی یکی از عواملی که مانع تاثیر گذاری رسانه می شود بحث سیاسی بودن و سیاسی شدن یا نگاه سیاسی رسانه ها است؟
نگاه سیاسی را نمی توان حذف کرد و جزو بخشی از زندگی همه ماست. و هیچ رسانه ای نمی تواند منکر «نگاه سیاسی» شود. نکته دیگر این است که افق سیاسی شما به عنوان رسانه چقدر است؟ وقتی ما افق و صبغه سیاسی خود را انقدر پایین می آوریم که در حد یک کارکرد حزبی یا کارکرد انتخاباتی تعریف شود، آن رسانه حزبی می شود. اگه کارکرد ملی و دینی پیدا کند خیلی تفاوت پیدا می شود یعنی نوع افق باعث می شود که به عملکرد سایه بندازد.
در حال حاضر علیرغم اینکه رسانههای مذهبی، تولیدات دینی و مذهبی دارند اما تاثیرگذاری لازم را ندارند، علت این امر چیست؟
نپرداختن به دغدغههای اصلی مردم. در یک دوره ای دغدغه های غیر دینی مردم اینقدر بزرگ می شود که دغدغه های دینی خود را در اولویت دوم قرار می دهند. در چنین شرایطی وقتی سراغ دغدغههای دینی بروی پاسخ دریافت نمی کنی. و لذا حداقل باید موازی حرکت کرد یعنی هم دغدغه های دینی را مطرح کرد و هم دغدغه های غیر دینی و مادی مردم را تا احساس کنند که درد آنها را می فهمی. در دوره دوم خرداد برخی رسانه های حوزه دین فعالیتشان زیاد بود و بعد از این دوره فروکش کرد. چرا؟ چون هدف آنها بدنام کردن و سرکوب دولت وقت بود.
رسانههای مذهبی تا چه اندازه توانستند متناسب با زبان نسل جدید تولید محتوا کنند؟
اگر توانسته بودند چنین کاری کنند الان هیچ مشکلی نداشتند. واقعیت این است که رسانهها، حکومت و همه ما با نسل جدید فاصله داریم. الان همه ما با زبان نسل جدید مشکل داریم و نمیفهمیم او چه می خواهد؟ جالب اینجاست که این نسل جدید سیاسی نیست و نمیخواهد سیاسی باشد. قاعده و ضابطه ای ندارد. این نسل، نوع مهندسی جدید می خواهد یعنی برای ارتباط با او باید یک مهندسی روابط جدید تعریف کرد.
رسانه های مذهبی درعرصه بین الملل توانستند حضوری موثر داشته باشند؟
ما کشوری هستیم که دیپلماسی دولتی ما در زمینه بین الملل ضعیف است. قطع یقین دیپلماسی مردمی و رسانهای ما از آن ضعیفتر است؛ یعنی وقتی ارتباطات دیپلماسی دولتی ضعیف باشد دیپلماسی عمومی ما هم ضعیف است. متاسفانه در شرایطی که دنیا با تحریمها، شکل کار ما را بست تا دیپلماسی دولتی ما خیلی موفق نشود، ما بایستی دیپلماسی عمومی خود را فعال میکردیم که جایگزین شود و این خلأ را پر کند، ولی نکردیم. اساتید، دانشمندان حتی چهرههای سیاسی مهم ایران مانند آقای ظریف، آقای روحانی، آقای خاتمی، آقای صالحی می توانستند در دنیا به عنوان ظرفیت دیپلماسی عمومی استفاده و جایگزین شوند اما استفاده نکردیم.
رسانههای مذهبی تا چه حد آمادگی دارند با نقدها و پرسشهای جدی درباره دین، سبک زندگی مذهبی یا عملکرد نهادهای دینی وارد گفتوگو شوند و فضایی برای طرح دیدگاههای متنوع ایجاد کنند؟
چنین قابلیت هایی در اهالی رسانه وجود دارد اما مساله این است که همه اینها وابسته به نهاد حاکمیتی یا نهاد مذهبی هستند و شاید این نهادها، نقدها و پرسش های جدی را برنتابند، یعنی همه این ظرفیت ها بستگی به ظرفیت نهادهای حاکمیتی دارد.
با توجه به تحولات سریع رسانهای، از جمله هوش مصنوعی و رسانههای سایبری، آینده رسانههای مذهبی را چگونه میبینید؟ برای ماندگاری و اثرگذاری در دهههای آینده چه تغییرات بنیادینی لازم است؟
اگر همگام با تحولات روز جهان، این رسانه ها تغییر نکنند که محکوم به تشییع جنازه هستند. ولی اگر بخواهند تحول ایجاد کنند، باید از درون نهادهای ایجادکننده رسانه ها، این تحول آغاز شود چون اگر با همان نوع نگاه و همان ظرفیت که اینها را به وجود آوردند بخواهند با شرایط امروز کار خود را پیش ببرند، نمی توانند. تا نهادهایی که اینها را با اهداف خاصی به وجود آوردند، نوع نگاه و رویکرد خود را تغییر ندهند، این رسانه هم رشد نخواهد کرد.
البته با آمدن هوش مصنوعی و فضایی که در جامعه ما ایجاد خواهد کرد، خودبخود اینها را جلو خواهد برد. تجربه هم ثابت کرده که اینها مقداری جلو می روند و از این ظرفیت جدید استفاده میکنند ولی اینکه تا چه اندازه جلو بروند متفاوت است ولی شکل کار به گونهای پیش می رود که هوش مصنوعی است که مجموعههای ما را به سمت خود می برد.
آیا رسانه های مذهبی و دینی با توجه به آمدن هوش مصنوعی، در آینده وجود خواهند داشت؟
در دنیا گرایش به مذهب هنوز هست، گرایش به دین و دینداری خیلی جاها شاید کمرنگ باشد اما وجود دارد یک دلیل آن است که گرایش به دین، فطری است و انسانی که از دین زده می شود، در یک نقطه ای دوباره به فطرت خود که دین خواهی است برمی گردد.
مشابه این اتفاقات برای روزنامه ها در جهان افتاد و بسیاری از روزنامهها از بین رفتند تا اینکه با شکل جدیدی برگشتند و جایگاه جدیدی برای خود تعریف کردند. مهم این است که کنشگران ما در همه حوزهها درک درستی از وضعیتی که درآن قرار دارند داشته باشند و حکومت هم این درک متقابل را داشته باشد که مشکلی برای آنها ایجاد نشود.
ما الان در یک دوران گذر با سرعت بالا به سر می بریم و باید تلاش کنیم که در این «پیچ تاریخی» کمتر آسیب ببینیم. والا قهرا زمانه همه ما را به سمت خود می برد و افرادی می مانند که از این شرایط استفاده کنند و سوار بر شرایط و زمان شوند.
مصاحبه کننده: اعظم حاتمی
- نویسنده :
- منبع :
https://19dey.com/news/95996













