جهل و نادانی ریشه ی تنش ها و تفرقه ها
عبدالرحیم اباذری
این که در احادیث و روایات ائمه معصومان علیهم السلام، جهل و نادانی « دشمن انسان» ، « سخت ترین بیماری»، « سرچشمه زشتیها»، « خسارت محض و معدن شر»، « بدترین فقر فرهنگی» و آدم جاهل « مُرده و میت» معرفی شده، ( غرر الحکم ، ص 73 ) یک حقیقتی است که نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد. تجربه نشان داده بسیاری از گرفتاری ها ، تنش ها ، مشکلات فرهنگی ، اجتماعی و اختلافات فردی ، خانوادگی و حتی سیاسی به همین جهل و نا آگهی بر می گردد و ما معمولا به حال ، روز و وضعیت طرف مقابل، جاهل هستیم و موقعیت او را درست درک نمی کنیم، درباره اش قضاوت و برداشت های منفی ارائه می دهیم.
اوائل پیروزی انقلاب ، وقتی مرحوم مهندس بازرگان ، اولین نخست وزیر ایران ، بعضی شب ها به تلویزیون می آمد و گزارش کار به مردم می داد ، نگارنده حدود 18 – 19 سالم بود ، او هنگام گزارش مرتب عینک را عوض می کرد ؛ من که آن ایام خودم عینک نداشتم و جاهل به چند نوع عینک ( نزدیک بین و دوربین ) بودم؛ از این حرکات وی برداشت منفی می کردم و با خودم می گفتم : چرا ایشان اینگونه برای خودش کلاس می گذارد؟
در همان ایام مرحوم آیت الله احمدی میانجی که در شهرستان میانه حضور داشت در آغاز منبر معمولا چند مسأله شرعی عنوان می کرد و بعد توضیح می داد : در این مورد فتوای آقای شریعتمداری این است ، نظر آقای خوئی این است ، نظر آقای خمینی هم چنین است. بعضی از افراد انقلابی که سنشان از ما بیشتر بود؛ می گفتند: « چرا ایشان آقای خمینی می گوید و امام خمینی نمی گوید؟ » بعد نتیجه می گرفتند و می گفتند: « پس حتما او ضد انقلاب است و طرفدار فلان آقا می باشد.» ما هم که نوجوان و از همه جا بی خبر و جاهل بودیم به شدت تحت تأثیر این حرف ها قرار می گرفتیم ، اما بعد ها، فهمیدیم همه آن تنش ها و سوء برداشت ها از روی جهالت و نا آگاهی بود.
می توان ده ها مورد از این نمونه ها را در کنار هم ردیف کرد که هر روز با آنها سرگرم و سر درگم هستیم، به خصوص در عرصه های سیاسی مصداق های مهم تری را می توان مثال آورد؛ نمونه بارز آن ماجرای برجام و ارتباط با آمریکاست که ریشه تمام دو قطبی ها شده است ، یک وقتی کسانی که داخل گود نبودند مطلقا این دو را رد می کردند و به آنهایی که دست اندر کار بودند مرتب گیر می دادند ، اما وقتی خودشان به مسئولیت اجرایی دست یافتند ، پی گیر احیای برجام و ارتباط با آمریکا شدند ، قبلا ارتباط ، مذاکره و گفتگو با دشمن در نگاه آنها مصداق خیانت ، تسلیم و ترس بود و گفتگو کننده هم غرب زده و خائن معرفی می شد، اما وقتی خودشان مسئولیت پذیرفتند ، مذاکره ، گفتگو و تفاهم با دشمن ، معنای دیگری به خود گرفت و یکی از مراتب جنگ و مصداق شجاعت به شمار آمد، چرا که آمدند مشکلات ، موانع و مصلحت ها و مفسده ها را از نزدیک دیدند.
شبیه همین ماجرا را در موضوعاتی مانند: « حجاب» ، « ورزش و دوچرخه سواری دختران » ، « حضور بانوان در ورزشگاه ها » و ماجرای « فیلترینگ» و... شاهد بودیم.
البته بعضی آدم ها وقتی به واقعیتی علم پیدا می کنند باز همان موضع قبلی را دارند و به آن اصرار می ورزند؛ در لسان احادیث به اینها عنوان « عالمان جاهل» اطلاق می شود ، یعنی در اینجا جهل با علم در یک جا جمع شده و در مقابلِ « عقل» قرار می گیرد؛ عالمان جاهلی که علم دارند، اما از رشدِ عقلیِ لازم بهره مند نیستند که توضیح آن فرصت دیگر می طلبد، همان کسانی که اغلب گرفتار جناح بازی، سیاست زدگی و عُقده گشائی هستند و اینجاست که علم « حجاب اکبر» می شود و به جای هدایت ، چشم و گوش آدمی را کر و کور می کند.
اما در مقابل، انسان های عاقل وقتی به جهلشان آگاه می شوند در مواضع خویش تجدید نظر می نمایند و اصرار و کله شقی در آنها دیده نمی شود مانند شهید رئیسی وقتی فهمید در برجام منافع مهمی نهفته است در صدد احیای آن برآمد که البته مورد بی مهری بعضی از همان عالمان جاهل واقع شد و شاید برای همین نیز هدف ترور ایادی صهیونیست ها قرار گرفت و شهید شد.
امروز در راستای تحقق انسجام ملی نیاز به جهل زدائی و درک درست واقعیت ها داریم ، اما وقتی علم حاصل شد باید رشد عقلی هم به آن ضمیمه گردد چون علم به تنهایی حجاب اکبر است، رشد عقلی نیز با تحصیلاتِ خشک و خالی و تلنبار اصطلاحات و الفاظ حاصل نمی شود، چه بسا استاد حوزه و دانشگاهی به درجه اجتهاد و پروفسوری نائل گردد، اما از نظر رشد عقلی در حد یک بچه 7- 8 ساله بماند، رشد عقلی تنها از راه تهذیب نفس و تحصیل فضائل اخلاقی حاصل می شود که کارگزاران بیش از همه باید به آن آراسته شوند تا بتوانند منادی وحدت و وفاق باشند؛ مانند شهید رجائی که عقلش بیشتر از علمش بود.
- نویسنده : عبدالرحیم اباذری
- منبع :









